تبليغاتX
شهرستان جلفا - نام ها و واژه

 

محقق : مهندس علي فتحعلي زاده

نام ها و واژه

 

چندي قبل كتاب بسيار باارزش مباني توپونيمي ونگاهي به توپونيمهاي ايران، نوشته همشهري گرانقدرم آقاي دكتر فيروز رفاهي علمداري كه توسط سازمان نقشه برداري كشورمنتشرشده است به من هديه شد كه دراين مقاله از آن بهره بسيار گرفته شده است، درآن ، توپونيمي يكي از شاخه هاي جديد علم ، چنين توضيح داده شده است : در علم زبانشناسي ، آنوماستيك ( Onomastic) يا علم تبيين نظام نامگذاري موضوعي بسيار جالب وغني است . آنوماستيك درواقع مبحث عام بررسي اسامي است وبه اين موضوع ميپردازد كه اسامي انسان ، نام؛حيوانات ، گياهان و اشياء چگونه به وجود آمده اند؟ چه ضرورتي براي نامگذاري وجود داشته است ؟ قانونمندي هاي نام گذاري چگونه است ؟  و . . .  .

از مباحث مهم وجدي آنوماستيك ((توپونيمي)) يا نام هاي جغرافيائي يعني شهرها، روستاها ، مناطق مسكوني ، كوه ها ، دره ها ، دشتها. . .  . است . خلاصه نام هاي هرآنچه كه درارتباط با عوارض زمين ، خواه ساخته شد باشند خواه بطور طبيعي بوجود آمده باشد در توپونيمي قرار ميگيرد.

 توپونيمي علمي است كه درفرآيند تبيين مباني نظري آن نبايد علوم ديگرهم چون جغرافيا، تاريخ ، جامعه شناسي ، مردم شناسي وقوم شناسي ، باستانشناسي و سايرعلوم مرتبط را به كناري نهاد. چه زيباست اين نظر زبان شناس نامدار مورزايف كه مي گويد توپونيمي بدون جغرافيا بي مكان ، بدون زبان شناسي لال و بدون تاريخ بي هويت مي گردد .

درواقع هرنام جغرافيايي سه نوع ويژگي دارد: يكم ، مكان و موقعيت ، دوم پيشينة تاريخي و گذشته ، و سوم ساختار و مفهوم . به همين سبب توپونيمي علمي است كه درمركز سه راهي جغرافيا، تاريخ وزبان شناسي قرار گرفته است .

اصطلاح رايج براي توپونيمي درادبيات علمي ايران وجه تسميه بوده است . (7)           نام هاي جغرافيايي كه شامل نام هاي كشورها، استان ها، شهرها، روستاها، كوه ها،      دره ها، اقيانوس ها ، درياها، درياچه ها ، مزارع ، بيابان ها ، جنگل ها وغيره مي شود، جزيي ازتاريخ‌، جغرافيا، اساطير، فولكور و فرهنگ يك ملت هستند كه به سهم خود جايگاهي بس ويژه ومهم داشته وهمچون جواهري تابناك وقيمتي است كه حفظ وحراست از آن، خدمتي بس مهم به فرهنگ آن سرزمين است. آري ، اهميت حفظ نام هاي جغرافيايي كه در حكم شناسنامة يك كشور و ملت هستند ، چون نگهداري اشياي موزه ها وبناهاي تاريخي است ، چرا كه اين سه ، سند هويت يك ملت است ويك جامعه با داشتن

 

اين ذخاير مادي ومعنوي مي تواند در پهنه جهان ، اظهار وجود وافتخار كند . به همين دلايل است كه هرگونه تغييري در نام هاي جغرافيايي ، درحكم آسيب پذيري يا ويران كردن يك اثرتاريخي وباستاني است ، و از اين رو است كه مردم ومسئولان ، يعني صاحبان اصلي اين ذخايربا ارزش ، بايد به حراست گنجينة نام هاي جغرافيايي بپردازند.(7)

ترجمة نام هاي جغرافيايي از زبان مورد استفاده در يك محل به زبان ديگر وضبط آن برروي نقشه هاي جغرافيايي از خطاهاي فاحش است . مثالهاي متعدد در اين مورد مي توان آورد. ترجمة نام آجي چاي به تلخه رود ( با تصويب فرهنگستان زبان ايران در سال 1314)، محله اي  در تبريز بنام دوَچي كه در تاريخ مشروطيت جاي خاصي دارد به شتربان،  قره چمن ( Q  r  çimn) به سياه چمن قزل اوزون  (Qızıl Uzun) به سرخ رود ، قزل ازون (Qızıl Üzen) به  سفيد رود از آن جمله خطاها است . روزگاري احمد كسروي توصيه مي نمود كه كلية نام هاي جغرافيايي محلي را به زبان فارسي ترجمه كنند و در مراسلات رسمي مورد استفاده قراردهند. اين خطاي اين شخص نظيرسايرخطاهاي وي، باعث انحراف مسير رشد طبيعي جغرافيايي محلي ميگرديد.         نام هاي جغرافيايي را نبايد ترجمه نمود . اين امر باعث سردرگمي درعلم جغرافياي كاربردي مي گردد. براي مثال اگر نام كشور يوگسلاوي ( Yugslavia) كه از دو بخش يوگ به معناي جنوب و اسلاوي به معناي مردم اسلاو است را ترجمه كرده وبه صورت اسلاوجنوبي نوشته شود ويا ديگران در نقشه هاي خود، آذربايجان را به عنوان سرزمين نگهدارنده آتش بنويسند و يا انگلند ( England) را به سرزمين     انگل ها تبديل نمايند، اوضاعي آشفته به وجود مي آيد. نمونه هاي بسيار ديگري را درزندگي روزمره مي توان شاهد بود . در جرايد و اغلب كتابها ، كشور بلاروسي (Bellorussia) را به نادرست روسية سفيد و قارا دنيز  را درياي سياه و. . مي نامند.

درميان اين گونه اسامي به نامهايي برمي خوريم كه اصطلاحات جغرافيايي آن چندان رايج نيست . مثل واژه يال (Yal)به معناي بلندترين نقطة كوه ، كوه قزل يال         (Qızıl yal)، كوه ايشك يال ، كوه ياشك يال ، قره يال(Q  r  yal)(2مورد) ، يال خري ، يال پلنگ، يال سرخ ، يال موزيسا، يال قرتكان ، يال گؤنئي (Güney yal) به معناي يال جنوبي.

در سال 1317هجري شمسي بخشنامه اي بشرح زير از طرف وزارت دادگستري به كليه

دواير مربوط اين وزارت خانه ارسال ميگردد كه به همراه مصوبات فرهنگستان زبان ايران  يكي از عوامل تغييرات نام محل ها درمناطق مختلف ايران بويژه آذربايجان ميباشد.

 

 

 

شماره  19013                                    بخش نامه                                        17ر11ر317

وزارت دادگستري

بخشنامه بهمه دوائر ودادگاه هاي

شهرستانها ومركز

  فرهنگستان براي بعضي از ايستگاه هاي راه آهن آذربايجان و بندرهاي درياچه رضائيه]اروميه[ ويكي از نقاط راه مخصوص ,نامهائي برگزيده است كه در پائين درج]است[ :

ايستگاه ]قطار[ يام – پيام – يام در تركي معني قاصد وچاپار است و پيام در فارسي داراي معني نزديك بآن ميباشد .

ايستگاه ]قطار[ هلاكو – هرزند- دهستان هرزند] نزديك مرند[ نزديك به اين ايستگاه است وبه اين مناسبت ايستگاه هلاكو از اين ببعد ايستگاه (زال ) گفته خواهد شد .

ايستگاه]قطار[  قراگوز- زال – نزديك يك ايستگاه قراگوز دهي به نام (زال ) است وبدين مناسبت از اين ببعد ايستگاه (زال) گفته خواهد شد .

ايستگاه ]قطار[ ديزج خليل – ديزه – ديزه تلفظ درست ومعمول (ديزج) است ومردم محل هم ديزه مي گويند واين مناسبت تنها ( ديزه) گفته خواهد شد وكلمه خليل حذف مي شود.

بندر آ گنبد]آك گؤنبد[  – بندرسفيد گنبد – ترجمه فارسي كلمه تركي آن است .

ناهارخوران ]واقع در[– نام آوران – حسب الامر مبارك ]منظورشاه است [ اين نام تغييرداده شد . نام آور يكي از بزرگان خانواده پادوسبان است كه در قرن هفتم در ناحيه چالوس ونور استاندار بوده و آن ناحيه را از دست برد بيگانگان مخصوصاً هجوم مغول محفوظ داشته است . براي زنده كردن نام او ناهار خوران از اين ببعد (نام آوران ) ناميده مي شود .

ولزوماً ابلاغ مي شود كه بعد از اين، نام هاي جديد را بكار ببريد .(6)

تغييرنام محل ها ، اشخاص و. . .  كه بيشتر براساس اعتقادات شونيستي انجام ميگيرد خيانت بزرگي به كشور واقوام موجود در آن است زيرا كه سرمنشا تحقيق را از بين برده وآنرا  الاابد خشك ميكند كه جزاي ومكافات مسببان آن در نزد عالمان، چيزي جز نفرين نمي تواند باشد. فكر كنيد ، تغيير نام قصبه هاي : يام به پيام ، قره داغ به سياه كوه و. . . چگونه منبع مهم تحقيق را از بين ميبرد. يك محقق توپونيمست وقتي نام محل ها را بررسي ميكند سرنخ هاي بسيار گرانبهائي از آن بدست ميدهد . مثلاً نام قصه يام در كنار جاده تبريز به مرند را درنظر بگيريم كه بمعني محل نگهداري اسب براي پيك يا چاپارها است ، محقق از نام در مي يابد كه ، جاده اي مهم از آنجا ميگذشته است . قومي تؤرك(ترك) در اين مكان زندگي كرده يا حاكميت برآن داشته ، حتماً در اين محل بحد

 

 

كافي آب وعلوفه وجود داشته اگرچه در زمان وارسي محقق ، محل مذكور براثرتغيرات جوي بي آب وعلف باشد و . . .      .

برمبناي آنچه در بالا گفته شد درزيربعضي نام ها و واژه ها مورد تدقيق قرارداده ميشود.

اُوا Ova:

 آلمانيEbene  , فرانسه Plaine , انگليسي Plain , فارسي وعربي صحرا و دشت        درلهجه هاي زبان تركي واژه اُوا معاني ومفاهيم زير را دارا ميباشد :

لهجه تركي آناتولي (تركيه ) :

لهجه تركي آذربايجان : دشتي كه آبهاي جاري در آن شكافهاي عميق به وجود نياورده اند .مسطح, صاف .

اوبا: خانمان (7)

لهجه تركي  اويغوري جديد : نهر , دره , تپه , قلّه , اوج .

لهجه تركي  تركمن : دايخانحليق بلين , لدارليق بيلن مشغوللينان ايلاتلي ير .

در فرهنگ تركي به فارسي سنگلاخ نوشته منشي نادرشاه افشار در سدة دوازده هجري:

-  به دو معني آمده اول خيمه هاي كوچك است كه صحرانشينان درجائي زده , اقامت نمايند ومجازاً محل اقامت را نيز گويند . دويم نام قصبه اي است از هرات. وبا, باي عجمي (اوپا) سفيداب را خوانند كه زنان برروي خود مالند (3)  

-  اويماق (عشيره ), بوي , قبيله , قبيله كوچنده , Kır , محل استوار عشيره  چادر وچادر بزرگ (4) 

-  جاومكاني كه زندگي ابتدا در آنجا از چند خانه تشكيل شده , ده كوچك , محل كه افراد قبايل كوچنده درآ ن اتراق كرده باشند .

در علم جغرافيا زمين هاي باريك يا وسيع كه نسبت به اطراف خود با شيبي ملايم پست تربوده  وسنگها و ماسه ورسوباتي كه آبها برجاي گذاشته پوشيده بوده وآبهاي جاري در آنها دره هاي كم عميق بوجود آورده است .

بنابراين از نظرعلم جغرافيا نام اُوا  كه درتركي لهجه آذربايجان به آوا تبديل شده : زمين هاي هموار مابين كوهها , زمين هاي هموار دلتاها و دره هاي با كف وسيع گفته ميشود كه در آنها بستر رودِ غير عميق قراردارد . اين مكانها محل استقرار موقت طولاني انسان هاي كوچنده قرار گرفته و رفته رفته تبديل به محل اسكان دايمي آنها وبه عبارت ديگر دهات گرديده است .

اين قبايل  و اويماق ها (عشاير) با افزون نام خود آن جا ومكان را نامگذاري كردند . صدها مكان ويا ده  درمناطق آذربايجان وديگر جاهاي تورك نشين ايران وجود دارد كه به دنبال نام خود واژه اُوا دارد كه به چند تاي آنها اشاره ميشود .

 

 

احمد آوا واقع درشرق هاديشهر (علمدارگرگر) آذربايجان شرقي وكناررود ارس .

سيد آوا واقع در حدود 20 كيلومتري جاده تبريز به تهران كنار رودخانه .

بستان آوا  واقع در 60 كيلومتري جاده تبريز به تهران كنار رودخانه .

 مثل خيلي از اسامي  ديگر اوا را, فهميده يا نفهميده به و احمد آوا را به احمد آباد , سيد آوا را به سعيد آباد و بستان آوا را به بستان آباد, قوت ميداني را به ميدان قطب مبدل كردند.

 با وجود اين، اهالي اين مكان ها وتركان آذربايجان با همان نام اصلي, آن ها را ... آو         مي نامند .

درهيچكدام از كتاب هاي المسالك والممالك كه درباره نام محل ها از بعد از اسلام تا 200سال قبل به فارسي نوشته ويا ترجمه گرديده اند و دردسترس اينجانب بود به نام

منطقه اي از مناطق ترك نشين ايران به ويژه آذربايجان كه در آخر آن كلمه آباد داشته باشد برخورد نگرديد.

ليل آوا، ليل اُوا(ليل آباد)

  لي ل آوا Lil ava، نام محله ايست در شهر تبريز در خيابان شريعتي( شهناز جنوبي يا قديم سابق) كه انتها جنوبي آن قبرستان اماميه وكارخانه چرمسازي خسروي وبيمارستان آمريكائي ها ( اكنون وجود ندارد) قراردارند. اين محله در اُوا اي قرار گرفته كه سيلاب وآبهاي (كوه)  يانيق yanık داغ درآن جاري ميشده است (8)  كه يكي از آنها سيلي بود كه در سال 1313 شمسي، تبريز را فراگرفت وعكس هائي از سيل گرفتگي اين محل بخصوص ازجلو كارخانه چرم سازي خسروي (اكنون دانشكده شده است) واقع در ليل آوا موجود است (11) . وجود رسوبات درمنطقه وسيعي از آغ يوكوش شرق وشمال ائل گلي(شاه گلي سابق) تا نزديكي هاي پالايشگاه ومسيل ها (يكي ازمسيل از جنوب قبرستان اماميه كه اكنون پارك شده است وكارخانه چرمسازي خسروي درمسير جاده كمربندي تا سال 1342وجود داشت) برجاي مانده از اين سيلابها است. بعدها دراينجا براي جلوگيري از جاري شدن سيل به محله، سدي درجلو كارخانه چرم سازي احداث شد كه درنتيجه اين منطقه را سداؤستي SӘdüsti(بالاي سد) مي ناميدند وهنوز هم افراد يكه چهل سال بيشتر دارند اين محل را با اين نام مينامند. لي ل (ليل) درتركي بمعني گِل وگل آلود است و ، لي ل آوا بمعني دشتي كه رسوبات آب گل آلود درآنجا بجامانده است و يا دشت گِل اندود ميباشد كه عالمان بي علم آنرا به ليل آباد بدل فرموده اند.

 

 

 

 

چرنداب :

   نام محله اي است در شهر تبريز كه درجنوب  بناي تاريخي ارك عليشاه و انتهاي خيابان طالقاني كنوني در حوزه خانم امامزاده قراردارد. درحوادث مربوط به سالهاي   941 ه.ق/ 1547م. زمان شاه طهماسب صفوي به اسم يكي از بيگ يا امراي قبيله تورك      

( تركمن) شام لي (شاملو) كه در ميان مناطق حلبِ سوريه وآن تبِ تركيه قشلاق وبين شهرهاي سيواس وگرون گمرق تركيه،ييلاق ميكردند وقبيله اي بزرگ ديگر با همين نام درمناطق تاش لئق وسيليفكه تركيه زدگي ميكردند ، بنام چراندب (جرانداب) سلطان برميخوريم كه بعلت اقامت وي درمحل مورد نظر ، براساس رسومات ترك ، محل بنام وي چرنداب خوانده شده است (5)

قوت ميداني:

  نام محلي است واقع در شهر تبريز كه آنرا به غلط به ميدان قطب تغيير داده اند. مؤلف“خلاصه الاديان“ در مطلبي راجع به تبريز تذكر ميدهد كه : توتم پرستي در علائم ملي بعضي از اقوام ونيز درنام بعضي از شهرها اثرگذاشته است. مثلاً شهربرن،پايتخت كشورسوئيس به معناي خرس ميباشد كه زماني اين حيوان توتم آن قوم بوده است و يا “قوت ميداني “ (كه بمعني ميدان گرگ است) ميتواند دلالت برآن باشد كه روزگاران پيشين اين حيوان توتم اين سرزمين بوده است (12) بنظر اينجانب اين ميدان نام خود را از عمل “قورت اويناتماخ“ Qurt oynatmax = بازي يا نمايش با گرگ، گرفته شده است . دليل آن بشرح زيراست. در زمستانهاي سالهاي 33-1332 در محل تولد من در علمدار كه محلي است در نزديك جلفاي ارس واكنون با اجتماع با گرگر به هادي شهر تغيير نام داده شده است، زمانيكه برف زياد ميباريد حيوانات وحشي بويژه گرگ ها غذا پيدا نكرده وشبها به آبادي مي آمدند اهالي آنها را گرفته و فرداي آن شب ، درحالي كه دهن وگردن آنرا با طنابهائيكه يكسرآن بدست جوانان بود بسته درميداني با دوانيدن به اينطرف وآنطرف به نمايش ميگذاشتند. اين عمل به احتمال قريب به يقين در محل قوت ميداني تبريز نيز انجام مي پذيرفته است . درتاييد اين نظر نادر ميرزا دركتاب “ تاريخ و جغرافي دارالسلطنه“ مينويسد : مردم تبريز . . . به روزگار گذشته ديدنيهائي داشتند كه يكي از آنها گرگ بازي بود و اكنون آن ميداني كه اين كار، آن جا همي كردند به جاي است و “ قوت ميداني نامند“.

تبريز:

   دربرخي از كتب تاريخي و جغرافيايي درمورد شهر تبريز به واقعة بيمارشدن زبيده خاتون همسر هارون الرشيد اشاره شده وذكر گرديده است كه چون وي درسال 165 هجري تب نمود به محل فعلي شهر تبريز رفت وبيماريش شفا يافت ولذا درآنجا شهري بنا نهاد ونام  آن شهر را تب ريز نهادكه جزء  داستاني بي پايه چيزي نيست. كسروي

تبريز را يكي از شهرهاي قديمي جهان ياد مي كند وحتي تاريخ ساختمان آنرا قبل از آمدن آريايي, به ايران مي داند. در بررسي تطبيقي متوجه مي گرديم دردوران بسيار قديم تر شهر تبريز را به عناويني مثل آماتا(Amata) ، تااوري ( Tauri)، تارماكيس(Tarmakis)در كتبيه سارگن دوم فرمانرواي اورارتو 714 قبل از ميلاد، تامراكيس ، تومريس            (امروزه در بعضي از روستاهاي اهر افراد ميخواهند به تبريز بروند،ميگويند به تومروس ميرويم) ،تاواركيس(Tavakis)،تاوريژ(Tavrij)، تاوريز(Tavriz)،تاورش(Tavreş)، توريز(Torizتوريس(Toris)،دبريز(Debriz) ضبط نموده اند. (7) در منابع مختلف براي تبريز نامه هاي زير را ذكر شده است.

تبريز،تربيز،تورژ،تورِش،دَوژ،تاروئي، تورَز،تارمِكس،توري،توريس(گويش مردم بومي آذربايجان و روستائيان پيرامون تبريز تا 70 و80 سال پيش)، يوريز،تاب ريز، گابريز، تربيض،توميويس، تورش،تومروس(از زبان روستائيان اهر)، تارماكيزا.

در تواريخ آمده است كه بخشي از اهالي تبريز كه درزمان حملة تيمور، به دستور توختامئش ( Toxtamış) سردار وي ، به سيبري تبعيد شدند محل مسكوني جديد خود را در دل سيبري، تربيس (Trbis) [تربيزيا تربيس نام بومي شهرتبريزاست] نام نهادند كه اكنون منطقه اي به همين نام  در محل مذكور برنقشه ها نقش بسته است . جالب آن كه خود اهالي اين شهر،نظير تبريزيان آذربايجان ايران، نام شهر را به زبان خود تربيز مي نامند. به نظر برخي از زبانشناسان نام تربيز از كلمه ترپش وترپس                              (t rpeşm  k)درزبان تركي به معناي تكان خوردن وجابه جا شدن) گرفته شده ونشاندهندة زلزله خيز بودن آن منطقه است. (7)

منابع :

1-  Coğrafiya Terimleri Sözlüğü - Prof.Dr.Reşat İzbırak - Milli Eğtim Bakanlığı İstanbul 1992فرهنگ واژههاي جغرافيا   

2-  فرهنگ اصطلاحات جغرافياي طبيعي - سياوش شايان - وزات آموزش وپروش1373.

3-  سنگلاخ فرهنگ فارسي به تركي – ميرزا مهدي خان استر آبادي  - نشرمركز1374.

4-      Yeni Tarama Sözlüğü – Türk Dil Kurumu – Ankara – 1983.

5-نقش تركان آناطولي درتشكيل دولت صفوي  پرفسورفاروق سومرترجمه به فارسي، احسان اشرافي ومحمدتقي امامي نشرگستر1371.

6-مجموعه قوانين سال 1317- چاپ شهاب.

7-مباني توپونيمي و نگاهي به توپونيمهاي ايران - تاليف فيروز رفاهي علمداري سازمان نقشه برداري كشور- 1380.

8- پيدايش تمدن در آذربايجان  دكترمحمد تقي سياهپوش- نشرقومس 1370.

9- فرهنگ هاي معين ، برهان قاطع ولغت نامه دهخدا.

               10-Azerbeycan Türkcesi Sözlüğü . Milli Eğtim – Istanbul 1996 .

11-تبريز به روايت تصوير- ابراهيم پورحسين خونيق تبريز- 1382.

12- تاريخ تبريز از دوران باستان تا برآمدن مغولان-مجيد رضازاده عموزين الديني             نشراختر1380.

13- دانشنامه جهان اسلام- واژه تلخه رود جلد8 - 1383

+ نوشته شده در  86/02/05ساعت 1:41  توسط حیدر صادقی  | 


 

کارهای اینترنتی در باره شهرسنان جلفا

1   2   3    4    5    6   7    8    9    10    11    12    13     14     15   16

 سایت های شهرستان جلفا ( منطقه آزاد ارس ) محلی برای تبلیغات شما

تلفن تماس : 09378954036

نمونه ای از تبلیغات

-