سفری کوتاه به نخجوان

 

صبح زود بساط صبحانه را جمع کردیم ، از شب قبل وسایل را آماده کرده بودیم   (مختصری خوراکی ، بطری یخ زده آب ، شناسنامه ها و پاسپورت مرزی که ده دوازده سال بدون استفاده مانده بود ، دوربین عکاسی  و مقداری هم پول ) .

بطرف جلفا راه افتادیم ، بعلت پر بودن پارکینک ها ماشین را در کنار نزدیکترین خیابان پارک کردیم و روانه گمرک شدیم بین راه مقداری پول تبدیل کردیم که نشان از ترقی پول آنها در مقابل ریال داشت و علت تنزل قیمت ریال ، خدا میداند ....چند سال پیش که ما زیاد رفت و آمد میکردیم پول آنها نصف پول ما ارزش داشت .

بهر حال از گمرک براحتی عبور کردیم و روی پل چوبی ( که دیگر از چوب در آن اثری نیست .) قدم زنان رو بسوی جلفای نخجوان گذاشتیم .

آراز (ارس ) جوشان و خروشان ( سفرنامه ناصرالدین شاه ) و گل آلود زیر پایمان بود و بچه ها مدتی به تماشا ایستادند .

در ورودی گمرک جلفای نخجوان دیگر از سربازهای چشم آبی و سگ هایشان خبری نبود ماموری مرتب و منظم ایستاده بود که مارا بطرف سالن گمرک راهنمایی کرد و چون دوربین را دست دخترم دید گفت که گرفتن عکس از ساختمانهای حکومتی ممنوع است .

دیگر از آن ارزیابهای شل و ول و مست ورشوه گیر که حتی برای سلام و علیک هم پول طلب میکردند ، خبری نبود .همه جا مرتب بود و حکایت از تفاوتی اساسی میکرد . بازرسی توسط دستگاههای کامپیوتری انجام میشد . اینجا نیز زیاد معطل نشدیم .

چون میدانستیم قیمتها مقطوع است ( هرنفر دو هزار تومان خود مان تا نخجوان ) با یکی از ماشین ها که بیرون حیاط گمرک ایستاده بودند راهی نخجوان شدیم . بعد از حرکت سر صحبت با راننده باز شد . چون فهمید ما برای دیدن نخجوان میرویم با ما همراه شد .

در بین راه و در نخجوان ، هر جایی دیدنی و تاریخی بود توقف میکرد و دخترم عکسی به

یادگار میگرفت برای دیدن عکسها :

  کلیک فرمایید      اینجا و اینجا

چند مسئله در این سفر کوتاه برای اینجانب که چندین بار به نخجوان سفر کرده بودم بنظرم جالب بود .

1 – نفهمیدم چرا ارزش پول آنها زیاد شده است در حالیکه آنها با ارمنستان درحالت جنگ هستند و راه آهن نخجوان به باکو در ارمنستان مسدود است .

2 – چگونه در این مدت ده سال اینهمه تغییرات در شهر بوجود آورده اند . شهر خیلی تمیز قوانین راهنمایی و رانندگی بدقت اجرا میشد .

3 – از موتورسکلت و مزاحمین خیابانی خبری نبود

4 – بنظر میرسد برای جذب توریست فعالیت گسترده ای میکنند و من فکر میکنم به راننده ها هم در این مورد آموزش داده اند ، میترسم تا منطقه آزاد ارس فعالیت واقعی خودش را شروع بکند دُبی دیگری بیخ گوشمان سر در آورد و ما سرمان بی کلاه بماند امیدوارم مسئولین ما به کارها سرعت بیشتری بدهند .

5 – در بازار ها ، مغازه ها پر بود از اجناس ترکیه و دیگر از اجناس ایرانی خبری نبود و این نیز برای من که همه جارا پر از اجناس ایرانی دیده بودم تعجب آور بود .

6 – بازار ها شلوغ بود ولی تک و توک ایرانی هم مثل ما  ، که بیشتر نظاره گر بودیم تا خریدار .

البته شنیده ها حاکی از آن است که هنوز با مشکلات زیادی دست به گریبان هستند و مساعدت های جمهوری اسلامی حلال بسیاری از مشکلات معیشتی آنها ، بویژه در روستاها میباشد .

البته مردم ایالت خودمختار نخجوان هنوز با مشکلات زیادی دست بگریبان هستند و من فکر میکنم و با شناختی که از قبل دارم ، میدانم در پشت این ظاهر آرام مسائل زیادی وجود دارد که به این زودی ها قابل حل نیست و سالها طول خواهد کشید تا این مشکلات مرتفع شود .

جاهای دیدنی زیاد بود و ما خسته ، بطرف مرز راه افتادیم و راننده دوست داشت مارا بگرداند و ما فکر میکردیم بخاطر گرفتن پول زیاد اینکار را میکند ولی در جلفا به همان مبلغ مقطوع راضی شد و ....  

واین تصاویر فضایی و تصاویردیگری از شهرستان جلفا توسط آقای پارسا بهشتی شیرازی ارسال شده است ضمن تشکر از ایشان تقدیم میشود

 

برگزیده ترین مطالب در انتخاب 86

فید خوان