سایاچی ( کوسا کوسا )
تقریباً پنجاه روز مانده به عید نوروز ، در زمانی نه چندان دور افراد شادی به روستاهای منطقه شهرستان جلفا می آمدند و با خود شادی و نشاط را به روستا ها سرازیر میکردند آنها لباسهای چوپان های محلی را به تن میکردند و چوبهایی را با خود حمل میکردند و با زدن چوبهای دستی به هم صداهای شادی در می آوردند و با ریتم آن آواز می خواندند . در کتاب جلفا از دیر باز تا کهن در باره حضور این افراد در شجاع نوشته اند :
( بنظر میرسد همزمانی حضور این افراد در روستاهای منطقه با جشن سده که تقریباً در سراسر ایران بر گزار میشد ارتباطی بین این دو جریان وجود داشته باشد و در انتهای این نوشتار به جشن سده نیز اشاره ای خواهد شد .)
سایاچی ها افراد دوره گردی بودند که کله بزی از چوب تراشیده و به چوبی دیگر وصل می کردند و بازدن چوب دستی به آن صدائی تولید میشد . در برخی مناطق آذربایجان آن را ( کوسا کوسا ) مینامند ولی در شهرستان جلفا بخوص در اطراف شهر جلفا به (سایاچی ) معروف هستند .
سایاچی ها افرادی هنرمند و شوخ طبعی بودند که با حرکات و سخنان شوخ وشیرین خود مردم ، بخصوص کودکان را می خنداندند و باعث شادی و سر گرمی آنها می شدند ما خود ار کودکی اجرای این سنت دیرینه را که امروزه بفراموشی سپرده شده است را مشاهده کرده ایم .شخص دنیا دیده ای از اهالی دهستان شجاع تعریف میکرد که سایاچی ها درست شصت روز مانده به عید نوروز به آبادی شجاع می آمدند و درست پنجاه روز مانده به عید از آبادی خارج می شدند ، چنان که دیرتر می آمدند و یا دیرتر آز آبادی خارج می شدند از طرف اهالی تنبیه می شدند .
سایاچی ها از یک سمت آبادی شروع کرده و خانه به خانه گشته و از سمت دیگر آبادی خارج میشدند . مانمونه هایی از ترانه های آنها را که معمولاً بصورت بایاتی و دوبیتی خوانده میشد و گاهی نیز برای خنداندن مردم از چهار چوب معمول خارج می شد در این قسمت می آوریم :
سایا ، سایا ، ساسا دان //// دامازلیقی ، مایادان //// بو سایا ، کیم دن قالیب ////
آتا ، بابا دان ، قالیب //// آتا ، بابا ، گلنده //// شیشلیگیمیز اؤیجدی ///// قارانلیقدا ....
////چوبان لارا ، یولداشدی/////
قویونون ، اوجو گلدی ///// دولاندی دوزی گلدی //// چوبانون قوجاقیندا /// بیر بالا قوزی گلدی /////
باسا باسا ،گتیرنین ///باسدیقی اؤغلان اؤلسون ///
قیسا ، قیسا گتیرنین /// دوغدوغو دا قیز اؤلسون ///باشی دا کچل اؤلسون ///
و چه بسیارند از این بایاتی ها و دو بیتی ها

جشن سَده، یکی از جشنهای همگانی ایران کهن، با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آوردهاند، آغاز میشود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست
جشن «سَـدَه» بزرگترین جشن آتش و یكی از كهنترین آیینهای شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمنماه، همه مردمانِ سرزمینهای ایرانی بر بلندای كوهها و بام خانهها، آتشهایی برمیافروخته و هنوز هم كموبیش بر میافروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعلههای آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانههای گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میكنند. همچنین در برخی نواحی، به جشنخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی نیز میپردازند.
امروزه این مراسم در میان روستانشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخشهایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نامهای «هلههله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.
با اینكه در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هممیهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیینهای كهن و گاه مهم آن توجه نمیشود.
جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایتهای بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.
منبع جشن سده: ویکی پدیا
