تبليغاتX
شهرستان جلفا - سفري به غا ر اصحاب كهف

شهرستان جلفا

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس @@@ بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

سفري به غا ر اصحاب كهف

 

بنابر روايات متعدد و قصص فراوان هنوز هم با اطمينان نمى گوييم كدام يك از سه غار اصحاب كهف كه در سه نقطه تركيه، اردن و نخجوان واقع است حقانيت بيش‌ترى بر ديگرى دارد،اما غار اصحاب كهف واقع در نخجوان از چنان ابهتى برخوردار است كه با قدم روى نخستين پله هاى سنگ فرش در ميان دل كوه از طبيعت كنده شده در حكايات دينى و افسانه اى آن غور مى كنى.

سفر به جنوبى‌ترين نقطه جمهورى آذربايجان كه با گذر از شهر مرزى جلفا ، نخجوان نام مى گيرد ،  ( البته بعد از شهر مرزی جلفای ایران ، شهر مرزی جلفای جمهوری خود مختار نخجوان میباشد .) سفر به يك شهر ديدنى با جاذبه هاى طبيعى يا فرهنگى نخواهد بود. ولى شايد سفر به اين شهر با هدف ديدن غار اصحاب كهف توجيه گردشگرى آن را هم سبب شود.توضيح در مورد اصحـــاب كهف اتفاقات پيرامون آنها و خواب طولانى مشهورشان تاثير چندانى در نحــــــــوه تعريف سفر ندارد ولى سكوت پرابهت غارى ميان كوه ها را دوچندان مى كند.براى سفر در ميان كوه، رسيدن به غار روحانى اصحاب كهف و قدم گذاشتن در محــــل خواب طولانى شان عبور از خط مرزى جلفا در شمالى ترين نقطه شهر تبـــــريز و گذر از مرز آبى ارس كه حد فاصل آن را يك پل بزرگ  فلزى (که همین چند ســـال پیش چوبی بوده و اکنون نیز به همان نام سابق پل چوبی نامیده میشـــــــود .) و ايست مرزى با حضور سربازان دندان طلايى دورگه روس و آذرى شكل مى دهـــد معناپذير مى كند. وقت عبور از پل مرزى روسى رودخانه ارس و پس از پرداخــــت پول ايرانى به ماموران گمرك جلفا در خاك آذربايجان زمزمه هاى مسافران كه همه ايرانى هستند بالا مى گيرد و معنا و مفهوم آن اين است كه سفر به نخجــــــوان نبايد توقع قرار گرفتن در منطقه اى با ديدنى هاى باستانى بسيار در مسافر ايجاد كند . ( جمهوری خود مختار نخجوان و کلاً کناره های رود خانه ارس آثار تاریخـــــی فراوانی در خود دارد و حتی در داخل شهر نخجوان نیز از این آثار فراوان است ، در جائی که غار اصحاب کهف قرار دارد مگر میشود آثار باستانی نداشته باشــــــد و شهر نخجوان خود یک اثر باستانی است . )  ولى با حركت در جاده مـــــــرزى و نشانه رفتن قلب شهر نخجوان مى توان اميدوار بود كه ديدنى ترين نقطه ايـــن شهر را ديد.هر چند مسير سفر به غار اصحاب كهف را تنها مردم محلى شهـــر بدون كمك علامت و نشانه و تابلو هاى راهنما در شب تاريك هم طى مى كنند و طى ۲۰ دقيقه در گذران جاده و دور شدن از بطن شهر و حركت در خط كمربندى نخجوان در ميان دشت خالى كوه را پيدا مى كنند اما نبايد فكر كرد كه زمـــــــــان رسيدن به غار هيچ اثرى از حفاظت محيط زيستى و ارج نهادن به معيار هـــــــاى توريستى در منطقه نخواهد بود، كه خلاف اين فرضيه هنگام رسيدن به انتهــــاى جاده منتهى به غار، محلى امن براى پارك كردن اتومبيل ها در نظر گرفته شـــده است و مسافران بدون خريد بليت از ميان كوه مى گذرند و با هر قدم روى سنگ فرش ها اين توهم، فرد را دربرمى گيرد كه تاكنون هيچ انسانى به اين محـــل پا نگذاشته است و اين فرضيه تنها يك دليل دارد: در غار اصحاب كهف از وجود زباله هاى مانده از سفر هاى كوتاه مردم نخجوان و بقاياى غذاى مانده اثرى وجــــــود ندارد.
در واقع هر آن‌چه در يك مكان تفريحى توريستى در ايران قابل مشاهده است در محوطه اطراف غار اصحاب كهف قابل رويت نيست.
با طى كردن نخستين پله ها در دل كوه پيچ در پيچ دو طرف چپ و راســـــت راه تقريباً مارپيچ را سكو هاى سنگى شكل داده اند كه سنگ هاى كوچك با اشكال و اندازه هاى مختلف روى سكوى سنگى روى هم چيده شده اند.

شايد اين ستون هاى سنگى كوچك كه تعداد آن هم در غالب موارد از هفـــــت سنگ تجاوز نمى كند براى برآورده شدن نذرى با اين دقت روى سر يك‌ديگر چيده شده اند، شايد هم از اعمال ورودى به غار يافتن سنگ هاى كوچك و چينـــــش آن‌ها روى يك‌ديگر باشد تا در دو رديف اطراف مسافر ستون هاى سنگى كوچك را شكل دهند ولى كسى نمى داند. چون تمام مسافران ايرانى اند كه تعداد آن‌ها از دو يا سه نفر هم تجاوز نمى كند با عبور از پله هاى سنگ فرشى، چيـــــــــدن تفريحى سنگ هاى كوچك روى سر يك‌ديگر به پله اى طولانى و فلزى مى رسى كه براى صعود به دل غار در اينجا جاى گرفته است، پله ها را نشمـــــــرده ام اما حدود صد پله مى شود و بعد دل غار و محل خواب اصحاب مشخص مى شـــــود.

مى گويند اگر از خدا خواسته اى داشته باشى و در دهانه ورودى غار كه هيـــــچ عمقى ندارد و بيش‌تر به مثابه يك فرورفتگى در دل كوه به نظر مى رسد بايستى و خواسته ات را از دل بگويى چنانچه حاجت تو برآورده شود يك قطــــــره آب روى سرت چكه مى كند اما پيش از اين‌كه به اين دهانه پرابهت  و فرورفته در سكوت برسى يك فضاى روحانى هم‌چون معبدى بدون سقف يا نمــــازخانه اى با سقف آسمانى در كنار سمت چپ مى بينى كه در بلندترين نقطه ديواره كوهى آن يك شعله كوچك از شمع باقى مانده روشن است و پيش از رسيدن به اين نمازخانه بدون سقف كه ديوار پنجره مانند دارد و چادرنماز هاى تميـــز در كنار آن روى هم چيده شده سكوت عجيب كوه، غار، راه و جاده تو را مى گيرد.

به طور حتم تاكنون نظير اين سكوت را لمس نكرده اى اما بـــا ورود به دل سنگ فرش كوه سكوت پرابهت را باور مى كنى و آن‌چنان تو را محو مى كند كه هر كه از غار اصحاب كهف بپرسد تنها از ابهت سكوت آن مى گويى.

با تمام اين سكوت و ستون هاى سنگى كوچك چيده شده در سكو هاى سنگى يك گربه هم‌سفر در اين راه تمام دو سه نفر مسافر را متعجب كرده است. گربه از ابتداى راه با تو مـــــى آيد تا به بالا برسى، مى ايستد نگاه مى كند و هيچ نمى گويد بعد كه قصد بازگشت دارى باز هم با تو قدم برمى دارد تا پايين كوه و باز اين صحنه با حضور مســـافران ديگر تكرار مى شود. حالا بسيارى فكر مى كنند شايد اين گربه اصحاب كهـــف باشد به جاى سگ اصحاب كهف.غروب كه مى شود هر چند صداى اذان در كـــوه نمى پيچد اما روحانيتى غريب تو را در خود فرو مى برد.

قداستى پرابهت كه گـــويى تنها مخصوص غار اصحاب كهف است؛ در نخجوان در جمهورى آذربايجان، در همسايگى ايران.

منبع: روزنامه شرق و

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 8:18  توسط حیدر صادقی  |