از یاد تو غافل نتوان کرد به هیچم سر کوفته مارم نتوانم که نپیچم
گلستان
در این پسـت مطلبی زده بودیم از مشکلات یک جوان ، یا بهتر بگـــویم از مشکلی که برای یک جوان ایجاد کرده بودند ، عده ای که غـــــرور شــان اجازه نمیدهد مانند آن طاووس که پاهایشان را نگاه بکنند فقط پـــــر های قشنگشان را می بینند . به خواهش دوستی !!! حذف کــــــردیم تا از بار عذاب وجدانشان کم شود و بجایش این شعر صائب را برای خــالی نبودن عریضه نوشتیم تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد . امید کــــه این توضــیح و این بیت جای خالی مطلب را پر نماید
من از احـــــــــــوال آن خار سر دیوار فهمیدم
که ناکس ، کس نمیگردداز آن بالا نشینی ها
آنکه چون پسته دیدمش همه مغز پوست بر پوست بود همچو پیاز
پارسایان روی در مخلـــــــــــــــوق پشت بر قبلـــــــــه میکنند نماز
سعدی


