تبليغاتX
شهرستان جلفا

شهرستان جلفا

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس @@@ بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

 

یاد و خاطره قیام بیست نهم بهمن سال

 

 1356 مردم غیور و فهیم تبریز گرامی باد

 

+ نوشته شده در  86/11/29ساعت 13:45  توسط حیدر صادقی  | 

صبحدم گشتم چنان از باده دلـــــدار مست

کآفتاب آسا فتادم بر در و دیـــــــــوار مست

جبرئیل آمد ، براق آورد گفتا بــــــــر نشین

جام بر دستند بحرت ، منتظر بسیار مست

بر نشستم ، برد بر چرخم براق برق سیر

دیدم آنجا قطب را با کوکـــب سیار مست

در گشادند آسمان را و بــــــه پیشم آمدند

« ابشروا گویان » ملائک جمله از دیدار مست

شعری از مولانا

سایت استاد بختیاری

 

آشنائی با یک استاد از شهرستان جلفا  

در این پست یکی از فرزندان نخبه این دیار را  بصورت مختصرخدمت شما همشهریان عزیز معرفی مینمایم و اطمینان دارم از این بزرگان در این شهرستان فراوان هست که در گوشه و کنار  کشور عزیزمان ایران  و دنیا به فعالیت و خدمت مشغول هستند و باعث افتخار ما میباشند . امیدوارم با همکاری هم شهرستانی های محترم بتوانیم این عزیزان را بشناسانیم تا به این وسیله تشکری از زحماتشان کرده باشیم .
دكتر محمد رضا بختياري در یک خانواده مذهبی در شهرستان جلفا شهر هادیشهر (گرگر )متولد شده است . او ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش بپایان رسانده و بعد از  اخذ مدرک دکترا  با سمت استادی مشغول بکار شده و کتابهای زیادی را به رشته تحریر در آورده است . به بطور مختصر به معرفی ایشان میپردازیم :


نويسنده وعضو هیئت علمی دانشگاه دولتیاستاد بختیاری در هشتمین دوره مسابقات( تیر و کمان ) قهرمانی کشوری – تهران ۱۳۸۶


مدیر کانون فرهنگی آموزش ( قلمچی ) ارومیه
رئيس شوراي نشريه نگاري بسيج استان آذربایجان غربی
رئيس سابق مجتمع فرهنگي و هنري اروميه


سوابق اداري و شغلي
1. عضو هیئت علمی در دانشگاه دولتی
2. مدیریت کانون فرهنگی آموزش( قلمچی ) ارومیه

استانداري (1385 )


1. معاونت سیاسی امنیتی ( اموراجتماعی و انتخابات استانداری )
كارشناس مسوول امور توسعه آموزش عالي استان – آموزش و پرورش- فرهنگي – تربيت بدني در استانداري آذربايجان غربي


اداره كل ارشاد اسلامي استان ( 4 سال سابقه)


1. رئيس مجتمع فرهنگي و هنري استان
2. كارشناس مسوول انجمن ها و تشكل هاي استان
3. مسوول خانه كتاب استان
4. مسوول اسناد فرهنگي اداره كل ارشاد اسلامی

تحصیلات :

  دوره دکترای تخصصی
PhD  زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه علوم و تحقیقات تهران 
 دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد تبریز
 دوره کارشناسی در دانشگاه تبریز


سازمان اموراقتصادي ودارايي استان آذربايجان شرقي


1. مميز مالياتي
2. كارشناس مالياتي


سازمان جهاد سازندگي استان آذربايجان شرقي


1. مسوول امور عمومي و كارگزيني
2. مسوول امور حقوقي ودبير كميته انضباطي جهاد نصر آذربایجان شرقی

فعاليت هاي فرهنگي

• مدرس دانشگاه هاي كشور با10 سال سابقه در مراكز علمي و فرهنگي
• عضو پژوهشگران نخبه و ایثارگر کشور
• تدريس در مدارس آموزش و پرورش تبريز
• تدريس در دانشگاه اروميه و دانشگاه نيمه حضوري با سابقه 4 ساله
• تدريس در دانشگاه های جامع علمي كاربردي و دانشگاه پيام نور تبریز
• همكاري با مطبوعات و هفته نامه با ارائه مقاله به طور فشرده با چند سال سابقه
• همكاري با صدا و سيماي استان و شركت در بحث هاي كارشناسي خصوصاً برنامه پژواك و جشنواره ها
• نائب رئيس انجمن دفاع مقدس استان آذربایجان غربی
• آشنا به زبان انگلیسی و مدرس دروس عربی
• تدريس در مساجد و شركت در سخنراني ها پايگاه هاي مقاومت

 

بعضی از کتابهای استاد بختیاری

چگونه معلم موفقی باشیم؟

آموزش نوین - تربیت برتر - تدریس آنلاین

فولکلور و ادبیات عامیانه

دفتر نخست ( مجموعه اشعار )  و آثار متعدد

دیگر ....

قسمتی از یک شعر ترکی

شبستان

                                                                  

اوجاداغلار كيمي حرمتلي پناهيم سن‌سن

آي‌گيمي گون كيمي عزتلي چراغيم سن‌سن

چشمه‌لر تك آخاسان اؤوزينيشه داغلاردان

مي‌تكين مست ائدن آب حياتيم سن‌سن

گل‌چيچك لرله بوتون عالمي تك‌سن بوياسان

سينم اوستونده قؤوران دانه وداميم‌ سن‌سن

غم هجرينده منيم بال و پريم اؤوتلاندي

سن خوش اول اولسم ايرديناداواريم سن‌سن

 

قسمتی از یک شعر فارسی  

 

 

 ((باتو... ))

 

باتو ميشد ترانه‌ها را گفت

باتوميشد ستاره‌هارا رفت

بي‌تو خورشيد تاريك است

بي‌تو مهتاب باريك است

بي‌تو مثل چراغ خاموشم

بي‌توسنگين شده دوشم

بي‌تو امواج طوفاني است

نفس ابليس و ظيطاني است

بي‌تودرمان را درد است

نوشدارو مرا زهر است

باتوميشد شكوفه‌ها راچيد

باتوميشد ستاره‌ها را ديد

باتوخورشيد مي‌خندد

+ نوشته شده در  86/11/28ساعت 21:14  توسط حیدر صادقی  | 

نتیجه نظر سنجی

 

با تشکر فراوان از کلیه کسانی که در  نظر سنجـــــــــی این امکان اینترنتی شرکت نمودند  ، چون نتیجه نظر سنجــــــــی همیشه در دسترس بود و بخاطر نزدیکی انتخابات از درج درصد نظرات  خوداری میکنیم و اطمینان داریم علاقمندان از نتیجه آن آگاهی کامل دارند . و بزودی نظر سنجی جدید با اسامی کاندیدا های شهــــــــرستان

جلفا – مرند

در وبلاگ ایجاد خواهد شد . لازم به ذکر است که نتیجه نظـــــــــر سنجی قبلی و جدید را بعد از انتخابات در صورت نیاز به اطــــــلاع سروران گرامی خواهیم رساند.

در ضمن به اطلاع کاندید های محترم شهرستان میرسانیم آمــاده درج نظرات و برنامه هایشان در این وبلاگ میباشیم . این وبلاگ با بی طرفی کامل امیدوار است کسی روی صندلــــــــی های سبز مجلس شورای اسلامی بنشیند که  دلسوز انقلاب و لایق خدمت گزاری به این مردم مومن و مسلمان  باشد  .

 

با آرزوی انتخاباتی پر شور و سالم در شهرستان جوان جلفا

 

منتظر حضور سبزتان در پای صندوقهای رای

+ نوشته شده در  86/11/28ساعت 6:58  توسط حیدر صادقی  | 

 

این مطلب را استاد بزرگوار جناب آقای مهندس  علی فتحعلیزاده علمداری ( نویسنده و محقق ) ارسال نموده اند از توجه و علاقهمندی ایشان به زادگاهش شهرستان جلفا کمال تشکر را دارم ایشان با اینکه مدت مدیدی است دور از منطقه میباشند ولی مطالب ارسالی ایشان خیلی جالب و بروز و کارشان قابل تقدیر میباشد . امید که بتوانیم به معرفی کامل ایشان در این وبلاگ به پردازیم .

لازم به یاد آوری است که قبلاً مقالات زیادی از ایشان در این وبلاگ درج گردیده که در آرشیو برای استفاده و دردست رس بودن قرار داده شده است . برای ایشان و خانواده محترمشان آرزوی سلامتی و سعادت مینمایم و منتظر همکاری های بیشتر ایشان هستم .  در ضمن مطلب ارسالی آقای دکتر فیروز رفاهی علمداری نیز در ادامه مطلب درج میگردد.

نام ها و واژه نامه 3

 

در بخش هاي 1 و 2 اين سري مقاله گفتيم كه توپونيم هاي هر قوم و ملت و مكان چون يافته هاي باستان شناسي زيرخاكي ها، ارزشمند و گره گشاي جواب خيلي از نامعلوم ها و سؤالات است و  از بين بردن به عبارت ديگر تغيير و يا غلط نويسي دانسته و ندانسته آنها همان جرم و گناهي را كه براي از بين برندگان اشياء گذشتگان وارد است براي از بين برندگان توپونيمي ها هم جاري است. پس از اين مقدمه به بررسي چند توپونيم پرداخته ميشود:

چَم كي ،چَم چي يا كَم كي:

اسمي است كه با آن اهالي منطقه كوهي را كه در جنوب شرقي هادي شهر                (علمدار – گرگر) قرار دارد مي نامند. اين نام را نيز نظير بسياري از نام هاي ديگر به «كيامكي» قلب يا تغيير داده اند. علت و سبب اين كار و معني و مفهوم اين نام، براي نگارنده اين سطور نامعلوم است. حقير از كودكي بياد دارم كه اين كوه ييلاق و به عبارت صحيح تر «ياي لاخ» اَهالي منطقه بود كه در فصل ياي (تابستان) كه علوفه درمنطقه رو به اتمام ميگذاشت با چهارپايان خود بدانجا ميرفتند زيرا كه پر از آب و علف بود. حال برخلاف عادت مالوف كه با آن نام ها را تعبير و تفسير ميكنند، معني اين نامه بشرح تدقيق ميگردد.

چَم: جائيكه پر است از علف هاي مضر، چمن، جائيكه درختان كوتاه وجود داشته باشد

بيشه – جنگل، آب جاري

چَم يِري: منطقه اي از كوه كه مه و ابرها در آنجا جمع ميشود و در نتيجه رطوبت افزايش يافته و باعث رشد گياهان در آن محل يا منطقه ميگردد.

چَم كي، چَمكي: مُهري كه پس از تراشيدن پشم چهارپايان نظير گوسفند بر بدن آنها         مي زنند.

كَمْ: طنابي كه با استفاده از علفهاي بهم پيچيده جهت بستن باغ (بسته) گندم، يونجه و

نظاير آن درست ميكنند . باغ مثل گؤلش باغي Küleş bağı يونجا باغي Yonca bağı

چَم چي: نام كوهي است بلند كه در استان آغري تركيه قرار دارد.

نقطة جالبي كه توجه مرا در ديدار از مركز توريزم و فرهنگي شهر مركز اين استان جلب كرد واژه هائي تركي اصيل بود كه در كتابچه اي موجود در آنجا نوشته شده بود. اين واژه ها كه بشرح زير از طرف من يادداشت برداري شد، با همان مفاهيم در منطقه علمدار گرگر رايج هستند.

 

آئين اُيون      Ayın oyunخرت و پرت          

            بوي ليBoylu زن حامله       

     داياز                  Dayaz       كم عمق

              دلّح   Dellekدلّاك            

    Destar دستار           سفره

                     دؤيؤ  Düyüبرنج             

                  فارماش Farmaşچادر شب           

    فَعله، عمله    Fehle           فِحله

    درخت تبري             قلُمهQelome      

                       كي وني Keyveni        ؟          

               لَچَح           Leçekروسري          

                             شَپهŞepeمُوج                              

      نوعي حلوا           Kuymax     كوي ماخ

سه ساران ،  سيه سران

 

در باره وجه تسميه توپونيم  سيه سران نقل و قول هايی وجود دارد که عينا" آنها را در اينجا می آ وريم و لازم به ذکر است در باره درست يا نادرست بودن اين ها و يا اينکه در جائی نقل شده يا نه سکوت می کنيم و قضاوت را به عهده ی خوانندگان عزيز  می گذاريم.

1-    واژه ی سيه سران تر کيبی از سيس و آران می باشد که در اثر مرور استعمال تبديل به سه ساران و در کتـــــابت سيه سران شده است. سيس ،در  تركي لهجه آذربايجان هيس،  واژه ای است ترکی  و به معنای دود ، غبار و مه (دومان)  و آران به معنای جلگه، دشت ، صحرا می باشد و معنای کلــی آن دشت مه آلود می باشد.

2-    نام روستاي سه ساران قبلا مأخوذ از اسم طايفه اي ترك ، قارا باشلار کندی بوده که بر سر خود دستمال سياه می بستنند.

به نقل اختصار از سايت:

 sisaran.blogfa.com

قاراباش در تركي :

- نام پرنده اي است كه به لاتين به آن  Sylvia aricapilla گفته شده واز   از فاميل دسته

(پرندگان خواننده) ميباشد كه از اروپا، جنوب غربي آفريقا تا مركز آسيا زندگي ميكنند.

-نوعي گندم سياه مقاوم به سرما

نام گياهي كه داراي گل هاي آبي و يا ارغواني ميباشد و نام علمي آن Aluodan Larosi

Stochys  ميباشد.

*        مردپير تأهل اختيار و يا ازدواج نكرده

*        راهب، كشيش

*        نوعي انگل مرگ آور طيور

درتتي  dertti( دَردلي) باش،

بي عقل

خدمتكار

 

نامي كه به غلامان و زنان صيغه ميدهند

نام اردكي سرسياه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/23ساعت 13:43  توسط حیدر صادقی  | 

 

 

بیست و دوم بهمن ماه روز پیروزی انقلاب

 

اسلامی بر همگان مبارک باداست

  

 

اهدا جوایز تندیس اهدایی منطقه آزاد ارس شهرستان جلفا

 

مسابقه وبلاگ نویسی منطقه آزاد تجاری ، اقتصادی ، صنعتی ارس در  شهرستان جلفا بعد از ظهر روز یکشنبه بیست و یکم بهمن ماه با اهدا جوایز و تقدیر نامه و تندیس نفرات برتر پایان یافت . وبلاگ شهرستان جلفا نیز از طرف برگزار کنندگان این مسابقات مورد لطف قرار گرفت و کتاب دوجلدی بسیار پربار جلفا از دیر باز تا کنون بعنوان وبلاگ نویس پیش کسوت به اینجانب اهدا گردید . لازم به یاد آوری است که جوایز نفرات برتر سایر مسابقات نیز که منطقه آزاد ارس بمناسبت ایام الله دهه فجر تدارک دیده بود در طی همین مراسم در آمفی تئاتر این مجموعه واقع در ساختمان آذران اهدا گردید . اینجانب به سهم خود از برگزار کنندگان این مسابقات که در طی این مدت واقعاً زحمات زیادی را متحمل شدند تشکر و قدردانی نموده و از خداوند متعال برای کلیه پرسنل منطقه آزاد ارس بخصوص معاونت فرهنگی و اجتماعی موفقیت وسلامتی آرزو مینمایم .

در ضمن لازم به یاد آوری است که وبلاگ شهرستان جلفا قبلاً با نام کامتال -  آراز

 در پرشین بلاگ فعال بوده و بعد از هک پرشین بلاگ در بلاگفا با نام شهرستان جلفا راه اندازی شده و تا کنون با بیش از  دوازده هزار بازدید کننده از سراسر دنیا یکی از پر بیننده ترین وبلاگهای منطقه میباشد . و

آلبوم شهرستان

در بلاگر و

سایت شهرستان جلفا

 در موتور جستجوی گوگل بنام شهرستان جلفا اکنون فعال میباشند و بتازگی وبلاگی در بلاگفا بنام:

این خاطرات من است

 وبلاگ

فریاد ارس

 نیز از زحمات کلیه پرسنل زحمت کش معاونت فرهنگی اجتماعی منطقه آزاد ارس تشکر و قدردانی مینماید .

 

 

+ نوشته شده در  86/11/21ساعت 21:21  توسط حیدر صادقی  | 

زندگی نامه سید ابولقاسم نباتی

 

سید ابولقاسم  متخلص به نباتی و مشهور به مجنون شاه و خان چوپان فرزند میر یحیی ( ملقب به سید محترم اشتبینی ) به سال 1191 ه. ق. تولد یافت ، دوران جوانی خودرا در قریه اشتبین که یکی از قراء با صفای قره داغ و بخش سیه رود است با حشم داری و باغبانی گذرانید ، زیبایی های طبیعت اورا به سرودن اشعار بر انگیخت ، رفته رفته به عرفان گرایید و ضمن تحصیل به مطالعه آثار عمر خیام و مولوی و حافظ پرداخت بعدها به شهر اهر رفت و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری گوشه عزلت گزید و اواخر عمر باز به زادگاهش اشتبین برگشت .

نباتی مردی صوفی مشرب بوده و اشعاری به زبان ترکی آذربایجانی و فارسی می سروده است و همان طور که مرحوم تربیت مینویسد ( متتبع اشعار خواجه حافظ شیرازی است و بیشتر به جنس تجنیس طالب بــوده شعر های ترکی مطابق نغمات کردی ، کرمی ، قارا کهری ، گــــــــرایلی  بسیار گفته است .)

نسخه هایی از دیوان نباتی به شرح زیر در کتابخانه ها موجود است :

کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 1078 (نستعلیق خوب اواخر سده 13. دارای غزل ، رباعی ، مخمس ، ترکیب بند ، فارسی و ترکی ، در حدود 4800 بیت و پیرامون هزار بیت از نسخه چاپــــــــی بیشتر دارد  ( فهرست مجلس ، ج 3 ص 434 .)

کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 2500 : نستعلیق سده 13 ، دارای قصیده ، غزل ، قطعه ، رباعی و شعر هایی به ترکی ، آغاز برابر نسخه مجلس (فهرست دانشگاه تهران ، ج 9 ، ص 2468 . )

 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 1/4335 : گویا به خط محمد رضا فراشبندی (ص 1-11) ترکی (فهرست دانشگاه ، ج 13 ، ص 3294)

کتابخانه ملی تبریز به شماره 2891 : نستعلیق ، 148 گ ، 13 -  14 س بدون تاریخ .

آغاز با این شعر :

 

ایجاد بنای عالم از نام علـــــــیست    آیین نبی ز ضرب صمصام علیست

میخانه دهر قایم از هستی اوست     آب رخ می ز جام گلفام عـــلیست

 

(فهرست کتابخانه تبریز  - ج 2 – ص 677 )

دیگر از آثار نباتی منظومه ای است به نام ( عین العشــــــــق ) که بنا به نوشته مشار به سال 1332 در لاهور به طبع رسیده است . ( مـــــولفین کتب چاپی ، ج 1 ، ص 292 )

دیوان اشعارش به سال 1274 در تبریز چاپ سنگی و در دهم اردیبهشت 1345 به خط نستعلیق ( یوسف مشکین قلم ) به اهتمام مــــــدیر کتاب فروشی ادبیه تهران در 266 صفحه 16 سطری چاپ افست شده است و شامل بحر طویل و غزل و قصیده و مخمس و رباعی و مستزاد و ساقی نامه و اشعاری به ترکی آذربایجانی است . بحر طویل چنین شــــــــــروع میشود :

( منبع چشمه هر کلمه که جاری شود از نطق و بیان و کام و زبان ، اسم خداوند عظیم است .... )

نمونه ای از اشعارش :

 

ای گرفته از رخت خورشید عالم گیر نــــــــور

چند از خاک درت باشم من مهجـــــــــور دور

گر بگویم رفت سودایت ز سر ، باور مکـــــن

روز محشر با غم عشق تو بر خیزم ز گـــــور

لن ترانی گفتن و رخساره بنمودن ز چیست

مشکلی دارم خدارا ای کلیم الله طور........

 

...........

و شعری دیگر :

 

گهی در جوش و گاهی در خروشــــــــــــم

گهی در گفتگو ، گاهی خموشــــــــــــــــم

گهی از چشم ساقی در خمــــــــــــــــــارم

گهی سر مست جام می فــــــــــــروشم ..

 

از رباعیات او :

 

از خانه دگر مست و ملنگ آمـــــــــــــده ام

تا بر ســـــر کوچه لنگ لنگ آمـــــــــــــده ام

دیروز به دل تــــــــرک دو رنگی کـــــــــــــردم

امروز ببین که چـــــــند رنگ آمـــــــــــــــده ام

 

****

در درگه خلق بندگــــــــــــــــــــی مارا کشت

از بهر دونان دوندگـــــــــــــــــــــی مارا کشت

گه منت روزگار ، گــــــــــــــــــــــه منت خلق

ای مرگ بیا که زندگــــــــــــــــــی مارا کشت

 

در تضمین غزل حافظ :

 

رند مستی به چمن سیر و تماشا میکـــــــــــــــــــــرد

از سر شور و طرب باده به مینا می کــــــــــــــــــــرد

گاه مستانه به این زمزمه لب وا می کــــــــــــــــــرد

(سالها دل طلب جام جم از ما می کـــــــــــــــــرد )

( آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکــــــــــــــــــرد )

عمر چون همدم مرگ است چه هشتاد چه بیست

خوشدل آن کس که در این میکده آزاد بزیســــــت

ای نباتی بنگر این گهر از مخزن کیســـــــــــــــــت

(گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیســــــــــت )

( گفت حافظ گله ای از شب یلدا می کــــــــــــرد )

 

ودر توصیف زادگاهش اشتبین شعر بلند بالایی به زبان ترکی دارد :

 

صفـــــــــــــحه عالمده بیر در نهاندیر اوشتبین

وزنه گلمز چکمک اولماز چوخ گراندیر اوشتبین

باش چکیب عرش برینه.......................ادامه

برای مطلعه کامل مطلب روی ادامه کلیک فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/11/20ساعت 9:59  توسط حیدر صادقی  | 

 

 

+ نوشته شده در  86/11/19ساعت 8:16  توسط حیدر صادقی  | 

 

 

دومین سالگرد فروم تالارهای نیک صالحی را به گردانندگان آن تبریک گفته و برایشان آرزوی توفیقات بیشتر از خداوند قادر و متعال را دارم .

 

 

این تالارهای که همیشه در ردیف پر بیننده ترین های اینترنت  به  زبان فارسی میباشد فرصت مناسبی است برای شناساندن شهرستان جوان جلفا . با عضویت در تالارها که به سهولت امکان پذیر است میتوانید از تمام تالارها استفاده کرده و در ضمن مطالب خودتان را نیز متناسب با موضوع انتخابی در تالار مربوطه انتشار نمایید اگر مایل باشید از پست

اینجانب که در مورد شهرستان جلفا ست بازدید فرمایید

 

یه این لینک کلیک فرمایید

 

در تالار استانها ، استانهای غربی ، آذربایجانشرقی ، با نام کاربری

 

 Hg1332

 

در باره شهرستان جلفا مطالبی نوشته ایم . اولین مطلب نیز توسط اینجانب بعنوان اولین مطلب استان آذربایجان شرقی تقریباً یک سال پیش ارسال شده است . موفق و پیروز باشید

+ نوشته شده در  86/11/16ساعت 10:48  توسط حیدر صادقی  | 

عکسهایی از مراسم عاشورا در هادیشهر

 

این عکس ها توسط عکاسی   فتو سیما   ، واقع در میدان امام حسین (ع) هادیشهر از مراسم

 

عاشورای حسینی تهیه و به وبلاگ شهرستان جلفا و آلبوم شهرستان جلفا اهدا شده که از لطف مدیریت این عکاسی تشکر و قدردانی مینمایم

 

برای دیدن بقیه عکسها روی لینک کلیک فرمایید 

 

مراسم عاشورا در هادیشهر

مراسم عاشورا در هادیشهر  

 

 

+ نوشته شده در  86/11/13ساعت 21:24  توسط حیدر صادقی  | 

 

 

     دهه فجر بر تمام ایرانیان مبارک باد 

 

 

 

دیو چو بیرون رود فرشته در آید

 

در آن شهر غریب چه هیجانی داشتیم ، گویاهمه منتظر بزرگـــــترین و سرنوشت ساز ترین حادثه زندگی خود بودیم و بواقع نیز چنین بود حتی در آن شهر که همه سنی مذهب بودند ولی همه ما نگران سرنوشتش بودیم فکر میکردیم چه خواهد شد ؟ دو باره اجازه فرود به هواپیمــــایش نخواهند داد ؟ هواپیمایش را در آسمان منفجر خواهند کرد ؟ بعد از فرود

همه مطلب در همین لینک (کلیک فرمایید)

 

+ نوشته شده در  86/11/12ساعت 11:0  توسط حیدر صادقی  | 

دریافت کد ملی بازنشستگان و وظیفه بگیران

 ساختمان مرکزی صندوق بازنشستگی کشوری

مشترکین محترم صندوق بازنشستگی کشوری

نظر به اینکه احکام حقوقی آتی بدون شماره ملی معتبر مقدور نمیباشد ، لذا در خواست میگردد باز نشستگان و وظیفه بگیران محترم مشترک صندوق بازنشستگی کشوری شماره ملی و شماره سریال شناسنامه خود را منطبق با کارت ملی یا شناسنامه اعلام

نمایند ، به این منظور خواهشمند است شماره دفتر کل خودرا

در این آدرس(کلیک)

وارد نمایید و مراحل را ا تا اعلام دریافت موفقیت آمیز موارد در خواستی دامه بدهید موفق و سربلند باشید

 

برای دیدن سایت اصلی سازمان و آگاهی از آخرین اخبار روی این لینک کلیک فرمایید

 

 

 

+ نوشته شده در  86/11/11ساعت 12:52  توسط حیدر صادقی  | 

نوشیروان (نیشیران )معدن نمک نوشیروان

 

در باره روستای نوشیروان در پست های اولیه مختصری نوشته بودم و با انتشار آمار سر شماری سال 1385 و پاره ای اطلاعات تازه دیگر مطلب تکمیل  تری را تقدیم حضورتان میکنم و از مطالب کتاب جلفا از دیر باز تاکـــــنون در این مطلب استفاده مینمایم و قدردان  زحمات مولفان این کتاب مفید میباشم .

روستای نوشیروان در 16 کیومتری شرق هادیشهر واقع شده و از روستاهای دهستان ارسی می باشد این روستا در سال 1373 ، 300 نفر جمعیت داشته در حالیکه در سال 1365 جمعیت روستا بیش از چهار صد نفر بود . و در آخرین سرشماری در سال 1385 جمعیت آن طبق جدول زیر میباشد .

 

بیسواد

زن

بیسواد مرد

باسواد زن

باسواد

مرد

زن

مرد

جمعیت کل

خانوار

آبادی

شهر

ستان

33

19

75

103

117

128

245

66

نوشیروان

جلفا

 

وجه تسمیه روستا از این قرار است که در زمان خسرو انوشیروان ، روستا شکارگاهی زیبا و خوب بود ، بطوری که پادشاه ایران بیش از شش ماه را در این شکارگاه با سربازان سلطنتی گذراند ، پس از مراجعت شاه به پایتخت دو نفر از سربازان حکومتی جهت حفاظت از شکارگاه در این مکان مانـــــــده و از پادشاه ایران که هر سال به این مکان می آمد پذیرائی می کـــردند . تا بعد از فوت خسر و انوشیروان سربازان به پایتخت مراجعه نموده و چنـــدین خانوار در آنجا مانده و به ساخت بنا هایی اقدام کردند و آنجا را انوشیروان نامیدنــــــــد 

روستای مذکور اول در شمالغرب روستای فعلی در محل وسیع تر و با فاصله یک کیلومتری در ضلع شرقی کوه های گوونی و محل کهریز واقع شـــده بود

و حتی در آن زمان دارای نام و شهرت بس فراوان بود . علت انتقال روستا به محل فعلی و میان سه کوه حدود 500 سال قبل ، بر این قرار است که روستا در قدیم به خاطر بالا آمدن آبهای سطح الارضی باتلاقی شده و زندگــــی را در آنجا برای ساکنین با مشکلاتی مواجه ساخت و مردم برای رهائی از نشســت مساکن خود ، مجبور شدند تا بر محل فعلی نقل مکان نمایند . گویا در آنجــــــا حمامی وجود داشت که از حمام های بزرگ منطقه محسوب میشد و دارای دو سنگ بزرگ مرمر بود که حاج صفر خان آنها را برای ساخت قلعه به لیـــــوارجان برد. اهالی روستا برای حفظ و حراست از اموال و جانشان در مقابل حملات قره داغیان نسبت به ایجاد زاغه ها و تونل هایی در زیر زمین اقدام کردند . این تونل ها در جهات سه گانه روستا در زیر کوچه ها ساخته شده بود که مردم در موقع احساس خطر در آن زاغه ها پناه می گرفتند .

بطور کلی جمعیت روستا از چهار طایفه تشکیل گردیده که همه آنها از مکان های متفاوتی جمع شده اند و عبارتند از :

1 – طایفه نایب حسن از قره باغ

2 – طایفه یوخاری حیاط از اردوباد

3 – طایفه بهراملولار از مشگین جمهوری آذر بایجان ( مشگین گویا روستایی در جمهوری آذر بایجان است .)

4 – طایفه دین نیلر از هوجقان مرند .

بافت روستا حالت ستاره ای شکل داشته تمام کوچه ها و پس کوچه ها در میدان روستا بهم گره میخورند .

در قبچان نوشیروان اثر یک شهر بنام بهمن شهر وجود دارد که آثار آن هنوز در آنجا مشهود است .

در روستای نوشیروان یک معدن نمک سنگی وجود دارد و سابق بر این اکثر مردم در اواسط پاییز برای استفاده معدن نمک نوشیروان

در زمستان از روستاهای دور و نزدیک به وسیله چهار پایان نمکهای قطعه قطعه شده را به منازلشان می بردند و بعضی افراد نیز با فروش نمک امرار معاش میکردند ولی حلا فقط خانوارهایی که به نمک آنجا نیاز دارن از آن استفاده می نمایند .

در نزدیک روستا معدن گچ نیز وجود دارد .

+ نوشته شده در  86/11/10ساعت 0:29  توسط حیدر صادقی  | 

پروژه احداث فرودگاه در مرند یا منطقه آزادجلفا ، رویا ، واقعیت یا تکرار تراژدی ” لامپ تصویری”

با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی فعالیت های نمایندگان فعلی در مجلس برای فعال نشان دادن خود افزایش یافته است . در همین حال در شهرستان مرند نیز که آقای کریم شافعی که  به دنبال الغای انتخبات دوره نهم که برنده آن آقای یزدانی بود در انتخابات میاندوره ای به مجلس راه یافته است در روزهای اخیر از پروژه فرودگاه در حوزه انتخابیه خود سخن گفته است. گزارش خبرنگار مرندیمیز ...برای ادامه مطلب کلیک فرمایید.برای ادامه خبر از مرندیمیز کلیک فرمایید

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 8:16  توسط حیدر صادقی  | 

سایاچی  ( کوسا کوسا )

تقریباً پنجاه روز مانده به عید نوروز ، در زمانی نه چندان دور افراد شادی به روستاهای منطقه شهرستان جلفا می آمدند و با خود شادی و نشاط را به روستا ها سرازیر میکردند  آنها لباسهای چوپان های محلی را به تن میکردند و چوبهایی را با خود حمل میکردند و با زدن چوبهای دستی به هم صداهای شادی در می آوردند و با ریتم آن آواز می خواندند . در کتاب جلفا از دیر باز تا کهن در باره حضور این افراد در شجاع نوشته اند :

( بنظر میرسد همزمانی حضور  این افراد در روستاهای منطقه با  جشن سده که  تقریباً در سراسر ایران  بر گزار میشد ارتباطی بین این دو جریان وجود داشته باشد  و در انتهای این نوشتار به جشن سده نیز اشاره ای خواهد شد .)   

سایاچی ها افراد دوره گردی بودند که کله بزی از چوب تراشیده و به چوبی دیگر وصل می کردند و بازدن چوب دستی به آن صدائی تولید میشد . در برخی مناطق آذربایجان آن را ( کوسا کوسا ) مینامند ولی در شهرستان جلفا بخوص در اطراف شهر جلفا به (سایاچی ) معروف هستند .

سایاچی ها افرادی هنرمند و شوخ طبعی بودند که با حرکات و سخنان شوخ وشیرین خود مردم ، بخصوص کودکان را می خنداندند و باعث شادی و سر گرمی آنها می شدند ما خود ار کودکی اجرای این سنت دیرینه را که امروزه بفراموشی سپرده شده است را مشاهده کرده ایم .شخص دنیا دیده ای از اهالی دهستان شجاع تعریف میکرد که سایاچی ها درست شصت روز مانده به عید نوروز به آبادی شجاع می آمدند و درست پنجاه روز مانده به عید از آبادی خارج می شدند ، چنان که دیرتر می آمدند و یا دیرتر آز آبادی خارج می شدند از طرف اهالی تنبیه می شدند .

سایاچی ها از یک سمت آبادی شروع کرده و خانه به خانه گشته و از سمت دیگر آبادی خارج میشدند . مانمونه هایی از ترانه های آنها را که معمولاً بصورت بایاتی و دوبیتی خوانده میشد و گاهی نیز برای خنداندن مردم از چهار چوب معمول خارج می شد در این قسمت می آوریم :

سایا ، سایا ، ساسا دان ////  دامازلیقی ، مایادان ////  بو سایا ، کیم دن قالیب ////

آتا ، بابا دان ، قالیب ////  آتا ، بابا ، گلنده //// شیشلیگیمیز اؤیجدی ///// قارانلیقدا ....

////چوبان لارا ، یولداشدی/////

قویونون ، اوجو گلدی /////  دولاندی دوزی گلدی ////  چوبانون قوجاقیندا /// بیر بالا قوزی گلدی /////

باسا باسا ،گتیرنین ///باسدیقی اؤغلان اؤلسون ///

قیسا ، قیسا گتیرنین /// دوغدوغو دا قیز اؤلسون ///باشی دا کچل اؤلسون ///

و چه بسیارند از این بایاتی ها و دو بیتی ها  

 عکس جشن سده از اینترنت

جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست

جشن «سَـدَه» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

امروزه این مراسم در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.

با اینكه در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هم‌میهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیین‌های كهن و گاه مهم آن توجه نمی‌شود.

جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.

منبع جشن سده: ویکی پدیا

+ نوشته شده در  86/11/07ساعت 21:44  توسط حیدر صادقی  | 

                 بهمن ماه         

 

بهمن ماه بی اختیار مارا بیاد خیلی چیز های خوب و بیاد ماندنی می اندازد مگه میشه آنهمه هیجان شادی ، غم ، دلهره ، هبستگی ، از خود گذشتگــــــی را فراموش کرد . بعضی وقتها فکر میکنم آیا ما همان آدمها هستیم ؟ بعد خـــودم جواب خودم را میدهم (البته ، مگه کی ما همدیگر را تنها گذاشته ایم ؟) واقـعاً متحول شده بودیم ، مرگ معنی خود را از دست داده بود ، یادش بخیر ، هرچــی داشتیم در آن روزهای سخت قبل از خودمان همسایه را در اولویت قرار میدادیــم هرچه داشتیم مال همه مان بود اگر خونه همسایه سرد بود میدانست که من هم در سرما هستم اگه من گرسنه بودم ، میدانستم که همسایه ام نیز گرسنـــــــه است ، همدیگر را باور کرده بودیم ، خونه من پناهگاه همسایه و همشهری بود در خونه ها بر روی همه باز بود بغیر از دشمن های ملت ، و دشمن مارا نشناخته بود و هنوز نیز نشناخته اند  ، دشمن های ما نفهم هستند و یا خودشان را به نفهمی زده اند آخه مگه میشه با آنهمه دانشمند و جامعه شناس مارا نشناخته باشنــــد اگر نشاخته اند پس فرمولهایشان غلط است قانون هایشان برای جامعــــــــــــــــه خــودشان است ، باید تجدید نظر بکنند با ماباید یکرنگ بود ، ما  دورنگی و ظلم را بر نمیتابیم .

بگذشته که نگاه میکنم ، میبینم ما خیلی در راه این انقلاب هزینه کرده ایم خیلی جوانهای خوب را از دست دادیم ، مگه میشه اون جوانهای پاک و مومن و مسلمان را فراموش کرد مگه میشه آن نک فرزند خانواده ، چشم و چراغ محله و مسجد و شهر ناصر را فراموش کرد ، مگه میشه حاج عزیز قاسمی را از یاد برد اینها گلهای سر سبد شهر بودند مگه میشه ملکی ، اردهایی ، عمرانی نیا ، نصیری ، حسن زاده و ... چندین و چندین گل پرپر شده را فراموش کرد ، باور کنید آنها همیشه با ما هستند ، در کنار ما هستند ، و برکت روزگار ما هستند .

مگه میشه آن شعارهای موزون را که کمر دشمنان ایران و انقلاب را خم کرد به فراموشی سپرد :

 

وای اگر خمینی حکم جهادم دهد      ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد

 

توپ تانک ، مسلسل دیگر اثر ندارد .....

 

استقلال  ، آزادی ، جمهوری اسلامی ...

 

کاش میشد این شعار هارا جمع آوری بکنیم ، اینها روز شمار انقلاب ماست هر کدام به یک مناسبت گفته شده و هر کدام حال و هوای خودش را دارد

همیشه فکر میکنم کاش میتوانستم یک سایتی یا وبلاگی در باره شهدای منطقه  ایجاد  کنم و و در آن عکس ،زندگی نامه ، وصیتنامه و ...خلاصه همه جیز را در باره آنها بنویسم ، البته به  تمام زبانهای زنده دنیا ، تا مردم کشور خودم ، و دنیا بدانند که ما تا به اینجا برسیم چه هزینه گرانی پرداخت نموده ایم ؟ چه انسانهای والا مقامی را از دست داده ایم . ما به عهد پیمانی که با شهدا بسته ایم وفاداریم و تا توان داریم در این راه  ایستاده ایم                             انشاء الله     

 

+ نوشته شده در  86/11/04ساعت 12:54  توسط حیدر صادقی  | 

مطالعات طرحهای تفصیلی منطقه آزاد ارس

 تا خرداد 87 اتمام می یابد

 

    مطالعات طرحهای تفصیلی منطقه آزاد ارس که هم اکنون در مرحله اجرا یا انعقاد قرارداد است تا پایان خرداد ماه سال 87 اتمام می یابد.

 

 

   

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد ارس دکتر حاتمی مدیرمرکز مطالعات راهبردی منطقه آزاد ارس با اعلام این خبر اظهار داشت: قرارداد مربوط به 4 طرح تفصیلی مربوط به سایتهای مسکونی، صنعتی و گردشگری منعقد و ابلاغ شده و هم اکنون اجرا می گردد.

 

    دکتر حاتمی ادامه داد: 9 طرح تفضیلی دیگر که مربوط به سایتهایی همچون نمایشگاه بین المللی، دهکده ورزش، آموزش عالی، پایانه وانبار و شهرک پروتئین و نیز نقشه برداری فرودگاه است، در مرحله انعقاد قرارداد می باشد که پس از ابلاغ اجرا خواهد گردید که بر اساس پیش بینی های انجام شده تمامی مطالعات طرحهای تفضیلی تا پایان خرداد 87 به اتمام خواهد رسید.

 

منبع وبلاگ خبری منطقه آزاد ارس

+ نوشته شده در  86/11/02ساعت 23:42  توسط حیدر صادقی  |