تبليغاتX

بدینوسیله ما جمعی از اهالی هادیشهر مراتب قدردانی خود را از شورای اسلامی و شهردار و پرسنل زحمتکش شهرداری بخاطر تلاش شبانه روزی برای زیبا سازی میادین و خیابانهای هادیشهر اعلام میداریم 

شهرستان جلفا

 

یاد و خاطره قیام بیست نهم بهمن سال

 

 1356 مردم غیور و فهیم تبریز گرامی باد

 

+ نوشته شده توسط حیدر صادقی در 86/11/29 و ساعت 13:45 |

صبحدم گشتم چنان از باده دلـــــدار مست

کآفتاب آسا فتادم بر در و دیـــــــــوار مست

جبرئیل آمد ، براق آورد گفتا بــــــــر نشین

جام بر دستند بحرت ، منتظر بسیار مست

بر نشستم ، برد بر چرخم براق برق سیر

دیدم آنجا قطب را با کوکـــب سیار مست

در گشادند آسمان را و بــــــه پیشم آمدند

« ابشروا گویان » ملائک جمله از دیدار مست

شعری از مولانا

سایت استاد بختیاری

 

آشنائی با یک استاد از شهرستان جلفا  

در این پست یکی از فرزندان نخبه این دیار را  بصورت مختصرخدمت شما همشهریان عزیز معرفی مینمایم و اطمینان دارم از این بزرگان در این شهرستان فراوان هست که در گوشه و کنار  کشور عزیزمان ایران  و دنیا به فعالیت و خدمت مشغول هستند و باعث افتخار ما میباشند . امیدوارم با همکاری هم شهرستانی های محترم بتوانیم این عزیزان را بشناسانیم تا به این وسیله تشکری از زحماتشان کرده باشیم .
دكتر محمد رضا بختياري در یک خانواده مذهبی در شهرستان جلفا شهر هادیشهر (گرگر )متولد شده است . او ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش بپایان رسانده و بعد از  اخذ مدرک دکترا  با سمت استادی مشغول بکار شده و کتابهای زیادی را به رشته تحریر در آورده است . به بطور مختصر به معرفی ایشان میپردازیم :


نويسنده وعضو هیئت علمی دانشگاه دولتیاستاد بختیاری در هشتمین دوره مسابقات( تیر و کمان ) قهرمانی کشوری – تهران ۱۳۸۶


مدیر کانون فرهنگی آموزش ( قلمچی ) ارومیه
رئيس شوراي نشريه نگاري بسيج استان آذربایجان غربی
رئيس سابق مجتمع فرهنگي و هنري اروميه


سوابق اداري و شغلي
1. عضو هیئت علمی در دانشگاه دولتی
2. مدیریت کانون فرهنگی آموزش( قلمچی ) ارومیه

استانداري (1385 )


1. معاونت سیاسی امنیتی ( اموراجتماعی و انتخابات استانداری )
كارشناس مسوول امور توسعه آموزش عالي استان – آموزش و پرورش- فرهنگي – تربيت بدني در استانداري آذربايجان غربي


اداره كل ارشاد اسلامي استان ( 4 سال سابقه)


1. رئيس مجتمع فرهنگي و هنري استان
2. كارشناس مسوول انجمن ها و تشكل هاي استان
3. مسوول خانه كتاب استان
4. مسوول اسناد فرهنگي اداره كل ارشاد اسلامی

تحصیلات :

  دوره دکترای تخصصی
PhD  زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه علوم و تحقیقات تهران 
 دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد تبریز
 دوره کارشناسی در دانشگاه تبریز


سازمان اموراقتصادي ودارايي استان آذربايجان شرقي


1. مميز مالياتي
2. كارشناس مالياتي


سازمان جهاد سازندگي استان آذربايجان شرقي


1. مسوول امور عمومي و كارگزيني
2. مسوول امور حقوقي ودبير كميته انضباطي جهاد نصر آذربایجان شرقی

فعاليت هاي فرهنگي

• مدرس دانشگاه هاي كشور با10 سال سابقه در مراكز علمي و فرهنگي
• عضو پژوهشگران نخبه و ایثارگر کشور
• تدريس در مدارس آموزش و پرورش تبريز
• تدريس در دانشگاه اروميه و دانشگاه نيمه حضوري با سابقه 4 ساله
• تدريس در دانشگاه های جامع علمي كاربردي و دانشگاه پيام نور تبریز
• همكاري با مطبوعات و هفته نامه با ارائه مقاله به طور فشرده با چند سال سابقه
• همكاري با صدا و سيماي استان و شركت در بحث هاي كارشناسي خصوصاً برنامه پژواك و جشنواره ها
• نائب رئيس انجمن دفاع مقدس استان آذربایجان غربی
• آشنا به زبان انگلیسی و مدرس دروس عربی
• تدريس در مساجد و شركت در سخنراني ها پايگاه هاي مقاومت

 

بعضی از کتابهای استاد بختیاری

چگونه معلم موفقی باشیم؟

آموزش نوین - تربیت برتر - تدریس آنلاین

فولکلور و ادبیات عامیانه

دفتر نخست ( مجموعه اشعار )  و آثار متعدد

دیگر ....

قسمتی از یک شعر ترکی

شبستان

                                                                  

اوجاداغلار كيمي حرمتلي پناهيم سن‌سن

آي‌گيمي گون كيمي عزتلي چراغيم سن‌سن

چشمه‌لر تك آخاسان اؤوزينيشه داغلاردان

مي‌تكين مست ائدن آب حياتيم سن‌سن

گل‌چيچك لرله بوتون عالمي تك‌سن بوياسان

سينم اوستونده قؤوران دانه وداميم‌ سن‌سن

غم هجرينده منيم بال و پريم اؤوتلاندي

سن خوش اول اولسم ايرديناداواريم سن‌سن

 

قسمتی از یک شعر فارسی  

 

 

 ((باتو... ))

 

باتو ميشد ترانه‌ها را گفت

باتوميشد ستاره‌هارا رفت

بي‌تو خورشيد تاريك است

بي‌تو مهتاب باريك است

بي‌تو مثل چراغ خاموشم

بي‌توسنگين شده دوشم

بي‌تو امواج طوفاني است

نفس ابليس و ظيطاني است

بي‌تودرمان را درد است

نوشدارو مرا زهر است

باتوميشد شكوفه‌ها راچيد

باتوميشد ستاره‌ها را ديد

باتوخورشيد مي‌خندد

+ نوشته شده توسط حیدر صادقی در 86/11/28 و ساعت 21:14 |

نتیجه نظر سنجی

 

با تشکر فراوان از کلیه کسانی که در  نظر سنجـــــــــی این امکان اینترنتی شرکت نمودند  ، چون نتیجه نظر سنجــــــــی همیشه در دسترس بود و بخاطر نزدیکی انتخابات از درج درصد نظرات  خوداری میکنیم و اطمینان داریم علاقمندان از نتیجه آن آگاهی کامل دارند . و بزودی نظر سنجی جدید با اسامی کاندیدا های شهــــــــرستان

جلفا – مرند

در وبلاگ ایجاد خواهد شد . لازم به ذکر است که نتیجه نظـــــــــر سنجی قبلی و جدید را بعد از انتخابات در صورت نیاز به اطــــــلاع سروران گرامی خواهیم رساند.

در ضمن به اطلاع کاندید های محترم شهرستان میرسانیم آمــاده درج نظرات و برنامه هایشان در این وبلاگ میباشیم . این وبلاگ با بی طرفی کامل امیدوار است کسی روی صندلــــــــی های سبز مجلس شورای اسلامی بنشیند که  دلسوز انقلاب و لایق خدمت گزاری به این مردم مومن و مسلمان  باشد  .

 

با آرزوی انتخاباتی پر شور و سالم در شهرستان جوان جلفا

 

منتظر حضور سبزتان در پای صندوقهای رای

+ نوشته شده توسط حیدر صادقی در 86/11/28 و ساعت 6:58 |

 

این مطلب را استاد بزرگوار جناب آقای مهندس  علی فتحعلیزاده علمداری ( نویسنده و محقق ) ارسال نموده اند از توجه و علاقهمندی ایشان به زادگاهش شهرستان جلفا کمال تشکر را دارم ایشان با اینکه مدت مدیدی است دور از منطقه میباشند ولی مطالب ارسالی ایشان خیلی جالب و بروز و کارشان قابل تقدیر میباشد . امید که بتوانیم به معرفی کامل ایشان در این وبلاگ به پردازیم .

لازم به یاد آوری است که قبلاً مقالات زیادی از ایشان در این وبلاگ درج گردیده که در آرشیو برای استفاده و دردست رس بودن قرار داده شده است . برای ایشان و خانواده محترمشان آرزوی سلامتی و سعادت مینمایم و منتظر همکاری های بیشتر ایشان هستم .  در ضمن مطلب ارسالی آقای دکتر فیروز رفاهی علمداری نیز در ادامه مطلب درج میگردد.

نام ها و واژه نامه 3

 

در بخش هاي 1 و 2 اين سري مقاله گفتيم كه توپونيم هاي هر قوم و ملت و مكان چون يافته هاي باستان شناسي زيرخاكي ها، ارزشمند و گره گشاي جواب خيلي از نامعلوم ها و سؤالات است و  از بين بردن به عبارت ديگر تغيير و يا غلط نويسي دانسته و ندانسته آنها همان جرم و گناهي را كه براي از بين برندگان اشياء گذشتگان وارد است براي از بين برندگان توپونيمي ها هم جاري است. پس از اين مقدمه به بررسي چند توپونيم پرداخته ميشود:

چَم كي ،چَم چي يا كَم كي:

اسمي است كه با آن اهالي منطقه كوهي را كه در جنوب شرقي هادي شهر                (علمدار – گرگر) قرار دارد مي نامند. اين نام را نيز نظير بسياري از نام هاي ديگر به «كيامكي» قلب يا تغيير داده اند. علت و سبب اين كار و معني و مفهوم اين نام، براي نگارنده اين سطور نامعلوم است. حقير از كودكي بياد دارم كه اين كوه ييلاق و به عبارت صحيح تر «ياي لاخ» اَهالي منطقه بود كه در فصل ياي (تابستان) كه علوفه درمنطقه رو به اتمام ميگذاشت با چهارپايان خود بدانجا ميرفتند زيرا كه پر از آب و علف بود. حال برخلاف عادت مالوف كه با آن نام ها را تعبير و تفسير ميكنند، معني اين نامه بشرح تدقيق ميگردد.

چَم: جائيكه پر است از علف هاي مضر، چمن، جائيكه درختان كوتاه وجود داشته باشد

بيشه – جنگل، آب جاري

چَم يِري: منطقه اي از كوه كه مه و ابرها در آنجا جمع ميشود و در نتيجه رطوبت افزايش يافته و باعث رشد گياهان در آن محل يا منطقه ميگردد.

چَم كي، چَمكي: مُهري كه پس از تراشيدن پشم چهارپايان نظير گوسفند بر بدن آنها         مي زنند.

كَمْ: طنابي كه با استفاده از علفهاي بهم پيچيده جهت بستن باغ (بسته) گندم، يونجه و

نظاير آن درست ميكنند . باغ مثل گؤلش باغي Küleş bağı يونجا باغي Yonca bağı

چَم چي: نام كوهي است بلند كه در استان آغري تركيه قرار دارد.

نقطة جالبي كه توجه مرا در ديدار از مركز توريزم و فرهنگي شهر مركز اين استان جلب كرد واژه هائي تركي اصيل بود كه در كتابچه اي موجود در آنجا نوشته شده بود. اين واژه ها كه بشرح زير از طرف من يادداشت برداري شد، با همان مفاهيم در منطقه علمدار گرگر رايج هستند.

 

آئين اُيون      Ayın oyunخرت و پرت          

            بوي ليBoylu زن حامله       

     داياز                  Dayaz       كم عمق

              دلّح   Dellekدلّاك            

    Destar دستار           سفره

                     دؤيؤ  Düyüبرنج             

                  فارماش Farmaşچادر شب           

    فَعله، عمله    Fehle           فِحله

    درخت تبري             قلُمهQelome      

                       كي وني Keyveni        ؟          

               لَچَح           Leçekروسري          

                             شَپهŞepeمُوج                              

      نوعي حلوا           Kuymax     كوي ماخ

سه ساران ،  سيه سران

 

در باره وجه تسميه توپونيم  سيه سران نقل و قول هايی وجود دارد که عينا" آنها را در اينجا می آ وريم و لازم به ذکر است در باره درست يا نادرست بودن اين ها و يا اينکه در جائی نقل شده يا نه سکوت می کنيم و قضاوت را به عهده ی خوانندگان عزيز  می گذاريم.

1-    واژه ی سيه سران تر کيبی از سيس و آران می باشد که در اثر مرور استعمال تبديل به سه ساران و در کتـــــابت سيه سران شده است. سيس ،در  تركي لهجه آذربايجان هيس،  واژه ای است ترکی  و به معنای دود ، غبار و مه (دومان)  و آران به معنای جلگه، دشت ، صحرا می باشد و معنای کلــی آن دشت مه آلود می باشد.

2-    نام روستاي سه ساران قبلا مأخوذ از اسم طايفه اي ترك ، قارا باشلار کندی بوده که بر سر خود دستمال سياه می بستنند.

به نقل اختصار از سايت:

 sisaran.blogfa.com

قاراباش در تركي :

- نام پرنده اي است كه به لاتين به آن  Sylvia aricapilla گفته شده واز   از فاميل دسته

(پرندگان خواننده) ميباشد كه از اروپا، جنوب غربي آفريقا تا مركز آسيا زندگي ميكنند.

-نوعي گندم سياه مقاوم به سرما

نام گياهي كه داراي گل هاي آبي و يا ارغواني ميباشد و نام علمي آن Aluodan Larosi

Stochys  ميباشد.

*        مردپير تأهل اختيار و يا ازدواج نكرده

*        راهب، كشيش

*        نوعي انگل مرگ آور طيور

درتتي  dertti( دَردلي) باش،

بي عقل

خدمتكار

 

نامي كه به غلامان و زنان صيغه ميدهند

نام اردكي سرسياه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حیدر صادقی در 86/11/23 و ساعت 13:43 |

 

 

بیست و دوم بهمن ماه روز پیروزی انقلاب

 

اسلامی بر همگان مبارک باداست

  

 

اهدا جوایز تندیس اهدایی منطقه آزاد ارس شهرستان جلفا

 

مسابقه وبلاگ نویسی منطقه آزاد تجاری ، اقتصادی ، صنعتی ارس در  شهرستان جلفا بعد از ظهر روز یکشنبه بیست و یکم بهمن ماه با اهدا جوایز و تقدیر نامه و تندیس نفرات برتر پایان یافت . وبلاگ شهرستان جلفا نیز از طرف برگزار کنندگان این مسابقات مورد لطف قرار گرفت و کتاب دوجلدی بسیار پربار جلفا از دیر باز تا کنون بعنوان وبلاگ نویس پیش کسوت به اینجانب اهدا گردید . لازم به یاد آوری است که جوایز نفرات برتر سایر مسابقات نیز که منطقه آزاد ارس بمناسبت ایام الله دهه فجر تدارک دیده بود در طی همین مراسم در آمفی تئاتر این مجموعه واقع در ساختمان آذران اهدا گردید . اینجانب به سهم خود از برگزار کنندگان این مسابقات که در طی این مدت واقعاً زحمات زیادی را متحمل شدند تشکر و قدردانی نموده و از خداوند متعال برای کلیه پرسنل منطقه آزاد ارس بخصوص معاونت فرهنگی و اجتماعی موفقیت وسلامتی آرزو مینمایم .

در ضمن لازم به یاد آوری است که وبلاگ شهرستان جلفا قبلاً با نام کامتال -  آراز

 در پرشین بلاگ فعال بوده و بعد از هک پرشین بلاگ در بلاگفا با نام شهرستان جلفا راه اندازی شده و تا کنون با بیش از  دوازده هزار بازدید کننده از سراسر دنیا یکی از پر بیننده ترین وبلاگهای منطقه میباشد . و

آلبوم شهرستان

در بلاگر و

سایت شهرستان جلفا

 در موتور جستجوی گوگل بنام شهرستان جلفا اکنون فعال میباشند و بتازگی وبلاگی در بلاگفا بنام:

این خاطرات من است

 وبلاگ

فریاد ارس

 نیز از زحمات کلیه پرسنل زحمت کش معاونت فرهنگی اجتماعی منطقه آزاد ارس تشکر و قدردانی مینماید .

 

 

+ نوشته شده توسط حیدر صادقی در 86/11/21 و ساعت 21:21 |

زندگی نامه سید ابولقاسم نباتی

 

سید ابولقاسم  متخلص به نباتی و مشهور به مجنون شاه و خان چوپان فرزند میر یحیی ( ملقب به سید محترم اشتبینی ) به سال 1191 ه. ق. تولد یافت ، دوران جوانی خودرا در قریه اشتبین که یکی از قراء با صفای قره داغ و بخش سیه رود است با حشم داری و باغبانی گذرانید ، زیبایی های طبیعت اورا به سرودن اشعار بر انگیخت ، رفته رفته به عرفان گرایید و ضمن تحصیل به مطالعه آثار عمر خیام و مولوی و حافظ پرداخت بعدها به شهر اهر رفت و در بقعه شیخ شهاب الدین اهری گوشه عزلت گزید و اواخر عمر باز به زادگاهش اشتبین برگشت .

نباتی مردی صوفی مشرب بوده و اشعاری به زبان ترکی آذربایجانی و فارسی می سروده است و همان طور که مرحوم تربیت مینویسد ( متتبع اشعار خواجه حافظ شیرازی است و بیشتر به جنس تجنیس طالب بــوده شعر های ترکی مطابق نغمات کردی ، کرمی ، قارا کهری ، گــــــــرایلی  بسیار گفته است .)

نسخه هایی از دیوان نباتی به شرح زیر در کتابخانه ها موجود است :

کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 1078 (نستعلیق خوب اواخر سده 13. دارای غزل ، رباعی ، مخمس ، ترکیب بند ، فارسی و ترکی ، در حدود 4800 بیت و پیرامون هزار بیت از نسخه چاپــــــــی بیشتر دارد  ( فهرست مجلس ، ج 3 ص 434 .)

کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 2500 : نستعلیق سده 13 ، دارای قصیده ، غزل ، قطعه ، رباعی و شعر هایی به ترکی ، آغاز برابر نسخه مجلس (فهرست دانشگاه تهران ، ج 9 ، ص 2468 . )

 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 1/4335 : گویا به خط محمد رضا فراشبندی (ص 1-11) ترکی (فهرست دانشگاه ، ج 13 ، ص 3294)

کتابخانه ملی تبریز به شماره 2891 : نستعلیق ، 148 گ ، 13 -  14 س بدون تاریخ .

آغاز با این شعر :

 

ایجاد بنای عالم از نام علـــــــیست    آیین نبی ز ضرب صمصام علیست

میخانه دهر قایم از هستی اوست     آب رخ می ز جام گلفام عـــلیست

 

(فهرست کتابخانه تبریز  - ج 2 – ص 677 )

دیگر از آثار نباتی منظومه ای است به نام ( عین العشــــــــق ) که بنا به نوشته مشار به سال 1332 در لاهور به طبع رسیده است . ( مـــــولفین کتب چاپی ، ج 1 ، ص 292 )

دیوان اشعارش به سال 1274 در تبریز چاپ سنگی و در دهم اردیبهشت 1345 به خط نستعلیق ( یوسف مشکین قلم ) به اهتمام مــــــدیر کتاب فروشی ادبیه تهران در 266 صفحه 16 سطری چاپ افست شده است و شامل بحر طویل و غزل و قصیده و مخمس و رباعی و مستزاد و ساقی نامه و اشعاری به ترکی آذربایجانی است . بحر طویل چنین شــــــــــروع میشود :

( منبع چشمه هر کلمه که جاری شود از نطق و بیان و کام و زبان ، اسم خداوند عظیم است .... )

نمونه ای از اشعارش :

 

ای گرفته از رخت خورشید عالم گیر نــــــــور

چند از خاک درت باشم من مهجـــــــــور دور

گر بگویم رفت سودایت ز سر ، باور مکـــــن

روز محشر با غم عشق تو بر خیزم ز گـــــور

لن ترانی گفتن و رخساره بنمودن ز چیست

مشکلی دارم خدارا ای کلیم الله طور........

 

...........

و شعری دیگر :

 

گهی در جوش و گاهی در خروشــــــــــــم

گهی در گفتگو ، گاهی خموشــــــــــــــــم

گهی از چشم ساقی در خمــــــــــــــــــارم

گهی سر مست جام می فــــــــــــروشم ..

 

از رباعیات او :

 

از خانه دگر مست و ملنگ آمـــــــــــــده ام

تا بر ســـــر کوچه لنگ لنگ آمـــــــــــــده ام

دیروز به دل تــــــــرک دو رنگی کـــــــــــــردم

امروز ببین که چـــــــند رنگ آمـــــــــــــــده ام

 

****

در درگه خلق بندگــــــــــــــــــــی مارا کشت

از بهر دونان دوندگـــــــــــــــــــــی مارا کشت

گه منت روزگار ، گــــــــــــــــــــــه منت خلق

ای مرگ بیا که زندگــــــــــــــــــی مارا کشت

 

در تضمین غزل حافظ :

 

رند مستی به چمن سیر و تماشا میکـــــــــــــــــــــرد

از سر شور و طرب باده به مینا می کــــــــــــــــــــرد

گاه مستانه به این زمزمه لب وا می کــــــــــــــــــرد

(سالها دل طلب جام جم از ما می کـــــــــــــــــرد )

( آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکــــــــــــــــــرد )

عمر چون همدم مرگ است چه هشتاد چه بیست

خوشدل آن کس که در این میکده آزاد بزیســــــت

ای نباتی بنگر این گهر از مخزن کیســـــــــــــــــت

(گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیســــــــــت )

( گفت حافظ گله ای از شب یلدا می کــــــــــــرد )